«انتخاب مردمی» به جایزه‌جلال اضافه شود/ادای دین به وصیت جلال


به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم،‌ ورود رمان به ایران را می‌توان همزمان با ورود مدرنیته دانست. جامعه ایرانی، در پی تحولاتی که از اواخر دوره قاجار به مرور در خود شاهد بود، در زمینه ادبیات و شیوه‌های بیان ادبی نیز درون تحولاتی قرار می‌گرفت که به سرعت در حال انجام و گسترش بودند. این تحولات که در دوره پهلوی اول و دوم به اوج می‌رسیدند و جامعه ایرانی را با نوآوری‌های بسیاری مواجه می‌کردند، سبب پدیدآیی گونه‌ای ادبی (در تعریف عام‌تر و جهانی‌تر آن) به نام “رُمان” گشتند.

رمان‌ها از ابتدای دوران معاصر ادبیات ایران تاکنون رشد و تغییرات بسیاری را تجربه کرده‌اند و می‌کنند که متأثر از شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه ایرانی بوده است؛ با این همه چند سالی است که ادبیات داستانی از دوران اوج خود در دهه‌های 70 و 80 فاصله گرفته و به گفته منتقدان، بیشتر به گرته‌برداری از رمان‌های غربی روی آورده است.

در سال‌های اخیر،‌ هیئت داوران جایزه‌جلال‌، در بیانیه‌های خود آسیب‌هایی را برای رمان ایرانی برشمرده‌اند از جمله کیفیت نامناسب رمان‌های ایرانی‌، موضوعات تکراری و زرد،‌ کپی‌برداری از داستان‌های ترجمه شده و فقدان اقلیم در رمان‌های ایرانی‌، در برخی دوره‌ها برخی از این آسیب‌ها از جمله فقدان اقلیم برطرف شده و در برخی دوره‌ها همچنان وجود داشته است.

هفدهمین دوره جایزه جلال امروز سوم بهمن ماه برگزیدگان خود را خواهد شناخت‌،  در این دوره 5 اثر رد بخش رمان به عنوان نامزد نهایی معرفی شده‌اند‌، هزار و 265 رمان شناسایی شده در این بخش توسط  ابراهیم حسن بیگی، محمدرضا شرفی‌خروشان و مهدی کفاش  ارزیابی شده اند‌، خبرگزای تسنیم در آستان اختتامیه جایزه جلال،‌ با مهدی کفاش داور بخش رمان درباره چند و چون کمی و کیفی آثار این حوزه گفت‌وگو کرده است. این گفت‌وگو به شرح ذیل است:

*تسنیم: در این دوره جایزه جلال با هزار و 265 اثر در حوزه داستان بلند و رمان مواجه بودیم که البته نسبت به سال ماقبل،‌ با کاهش در تعداد همراه بود،‌ این حجم از انتشار اثر در حوزه رمان می‌تواند نشانه‌ای از فعالیت جدی ادبیات ایران باشد؟ یا ما با کتاب‌سازی در حوزه رمان مواجهه هستیم.

پاسخ به سوال شما نیازمند پاسخ به سوال ابتدایی‌تری است و آن اینکه آیا از سال پیش تا امسال تعداد کتابخوان‌های ما افزایش پیدا کرده است یا نه؟ آیا سرانه مطالعه در کشور بالاتر رفته است؟ اگر این سرانه مطالعه بالاتر رفته باشد، ما با فعالیت جدی ادبیات ایران مواجهیم یعنی نویسندگان توانسته‌اند با مخاطب خود ارتباط بیشتری پیدا کنند. اما اگر این سرانه مطالعه پایین‌تر از سال پیش آمده باشد و شمارگان کتاب ثابت مانده یا پایین‌تر آمده باشد، به معنای این است که تعدد عناوین کتاب نشانه تولید رمان‌هایی است که هیچ نسبتی با دغدغه‌های خوانندگان ندارد و تنها به دلیل منافع شخصی یا وظیفه نهادی یا سازمانی منتشر شده است.

درست است که ما جشنواره را در طول سال به خلاف جشنواره فجر،‌ می بینیم ولی چیزی که کم دارداین امار فروش داخلی هم بیاید،‌ این تشخیص با خوانندگان است

* تسنیم: محتوای رمان ایرانی را به لحاظ مضمون چگونه ارزیابی می‌کنید؟ به عبارت دیگر رمان ایرانی بیشتر در چه مضامینی و با چه نگاه‌هایی نوشته می‌شود؟

انسان ایرانی مانند قرن‌های پیش جداشده از انسان در سایر نقاط جهان نیست. گسترش دنیای ارتباطات موجب شده است که انسان ایرانی را نتوان جدا از موقعیت جهانی او دید. بسیاری از دغدغه‌ها و مسائل انسان ایرانی مسائل مشترک انسانی در جهان است. مضامینی که از این مسائل به  دست می‌آید هم مضامین مشترک انسانی است. مانند عشق، دوستی، نفرت، جنگ، انتقام، جوانمردی، فداکاری و ایثار، استعمار، بهره‌کشی، تبعیض، فقر و نداری در هر جای جهان مسائل انسانی مشترک است که در زمینه‌های متفاوت فرهنگی جوامع مختلف، بازخوردهای متفاوتی دارند.

توجه به اسطوره‌های سرزمینی، گذشته تاریخی و تمدن، نژادها، زبان و خرده فرهنگ‌های متفاوت، باعث تفاوت در شیوه پرداخت و شخصیت پردازی و مضمون رمان‌های ایرانی با رمان‌های جهان شده است. رمان ایرانی هم با طرح این مسائل مشترک در بستر ایران با  اولویت بومی، سعی در معرفی ایران و شناساندن انسان ایرانی به جهان دارد تا در ساخت فرهنگ و تمدن در گستره جهانی سهیم باشد.

*تسنیم: چقدر از این مضامین دغدغه‌های امروز جامعه ایرانی است؟ چقدر رمان و ادبیات ما آینه جامعه بوده و چه اندازه حاصل دغدغه‌ها و تفکرات شخصی نویسندگانش؟

همانطورکه گفتم تفاوت در اولویت‌بندی دغدغه‌ها است. تجربیات زیسته و شخصی نویسنده درگذر ازاین دغدغه‌ها، این اولویت‌ها را در ذهن نویسنده به مسأله اصلی و مضمون مورد توجه‌ در رمانش تبدیل می‌کند. این انتخاب هر نویسنده‌ای است و نویسنده ایرانی هم مستثنی نیست.

پرداختن به دغدغه‌های امروز بیش از آنکه کار داستان‌نویس باشد کار خبرنگار، مستندنگار و جستارنویس است. نوشتن رمان، اندیشیدن به تغییر جهان است نه تکرار و بازنویسی دوباره! تغییری دقیق و حساب شده و بر مبنای طرح که برآمده از احساس است اما احساساتی نیست! کار رمان‌نویس بازآفرینی آن چیزی است که در گذشته تاریخی اتفاق افتاده و تغییر آن به مدد تخیل به شکل مطلوب‌تری که می‌توانست اتفاق بیفتد است. این حرکت از شکل موجود به شکل مطلوب گاهی با نشان دادن تلخی‌های گذشته و حال است تا جلوی تکرار آنها گرفته شود. گاهی هم نویسنده از واقعیت موجود فاصله می‌گیرد تا جهانی نو بنیاد را برای آینده پایه ریزی می‌کند و جهان مطلوب یا نامطلوبش را در معرض قضاوت خواننده قرار دهد که می‌توان آن را بشارت یا انذار نویسنده تلقی کرد.

*تسنیم:  در دوره‌ای داوران بخش رمان در بیانیه‌های خود از وضعیت آینده رمان ایرانی ابراز نگرانی کرده و از خطر گرته‌برداری از رمان غربی سخن گفته بودند‌، آیا این دغدغه همچنان وجود دارد و در آثار مشاهده می‌شود؟

بله، من هم گرته‌برداری از رمان‌های غربی را اشتباه می‌دانم زیرا که رمان ریشه در باورهای قومی و آداب و فرهنگ اهالی یک اقلیم دارد و نمی‌توان یک شیوه و سبک زندگی را برای همه خوانندگان اقلیم دیگر تجویز کرد. ضمن اینکه بهترش را همان نویسنده غربی نوشته است و خواننده ایرانی می‌تواند به آسانی به نسخه اصلی‌اش دسترسی داشته باشد. مگر اینکه نویسنده ایرانی در آثار غربی، مضمون تازه‌ یا شیوه پرداخت تازه‌ای را بیابد و  بخواهد دست به بازآفرینی و بومی‌سازی بر بستر فرهنگ ایرانی بزند که نه تنها مذموم نیست که بسیار هم پسندیده است و موجب تناوری ادبیات داستانی ایران و تنوع گونه‌های مختلف برای سلایق مختلف خوانندگان خواهد شد.

*تسنیم:  به نظر شما جایزه جلال در ادبیات ایران تاثیرگذار است؟اگر نیست،‌ چرا؟ و اگر هست،‌ چه تاثیری داشته است؟

به نظر من اعتبار یک جایزه ادبی در جهان به استمرار آن است. برگزاری هفده دوره موفق جایزه جلال آل احمد، با همه فراز و فرودی که در ادوار مختلف داشته آن را تبدیل به معتبرترین جایزه ادبی ایران و نشان معتبری برای ادبیات داستانی معاصر فارسی در جهان کرده است.

بهترین ادای دین به وصیت جلال آل احمد

*تسنیم: به نظر شما جایزه جلال باید اشاعه‌دهنده تفکر جلال در ادبیات باشد یا جلال تنها نامی است که این جایزه یدک می‌کشد؟ برخی معتقدند که جلال باید به واسطه جایزه جلال در ادبیات ما ظهور و بروز پیدا کند؟

اگر به وصیت‌نامه جلال آل احمد که در آستانه رفتن به حج نوشته مراجعه کنید، او بیش از آنکه بر ترویج خود و آثارش تأکید داشته باشد، توصیه‌اش صرف هزینه از ماترکش برای پرورش استعدادهایی است که توانایی مالی ادامه تحصیل ندارند. دوره‌های آل جلال ، اقلیم قلم، پایگاه نقد داستان،…که در تمام این سالها به همت وزارت ارشاد و خانه کتاب و ادبیات ایرانیان به عنوان متولی برگزاری جایزه جلال انجام شده است بهترین ادای دین به وصیت جلال آل احمد با توجه به نویسندگان و استعدادهای جوان دور از پایتخت و در سراسر ایران بوده است که امیدوارم با همت و توجه و امکانات بیشتر مسئولان دلسوز ادامه یابد.

*تسنیم:‌ پیشنها شما برای ارتقای جایزه جلال چیست؟

جایزه جلال آل احمد جایزه‌‌ای است که آثار منتشر شده دریکسال نشر را مورد داوری قرار می‌دهد. به خلاف رویه جشنواره فیلم فجر ومشابه نمونه سینمایی خارجی جایزه اسکار است که آثار اکران شده در سینمای آمریکا در یکسال را داوری می‌کند. در جایزه اسکار چون فیلم‌ها در طول سال اکران شده و نقدهای فراوان و نظرات بینندگان جمع‌آوری شده است، اعضای آکادمی اسکاراین توجه مردمی را هم در داوری مورد ملاحظه قرار می‌دهند.

«جایزه انتخاب مردمی جلال»

برای تأثیرگذاری بیشترجایزه جلال در میان مخاطبان، جای  «جایزه انتخاب مردمی جلال» در این میان خالی است. به نظرم مهم است که بدانیم چه رمانی و در چه ژانری، فارغ از داوری داوران جشنواره، مورد اقبال بیشتر خوانندگان و فروش بیشتر قرار گرفته است، معرفی و نقد بیشتری در موردش نوشته شده و به اصطلاح داغ شده است.

پیشنهادم برای سال آینده طراحی سازوکار رتبه‌دهی و مشارکت مستقیم خوانندگان در رویه داوری جلال است. چون ارزش این بخش جایزه جلال آل احمد نباید کمتر از انتخاب داوران باشد، نیاز به تصمیم‌گیری وزیر محترم ارشاد و احتمالا تغییراتی در اساسنامه مصوب شورای انقلاب فرهنگی است. البته می‌توان در سال اول به عنوان بخش جنبی جشنواره جلال آن را اضافه کرد.

انتهای پیام/



منبع: خبرگزاری تسنیم

طرح ویژه فروش حضوری و مجازی کتابفروشی‌ها


به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم،‌  ابراهیم حیدری مدیرعامل خانه کتاب و ادبیات ایران گفت: در راستای توزیع عادلانه یارانه فرهنگی، ترویج کتابخوانی و توجه ویژه به کتابفروشی‌ها به عنوان آخرین حلقه زنجیره نشر؛ به مناسبت چهل‌وهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی از 12 تا 22 بهمن (1403) طرح ویژه فروش حضوری و مجازی کتابفروشی‌ها با اختصاص یارانه جدید خرید کتاب به همه ایرانیان اجرا می‌شود. 

وی افزود: در این طرح ویژه برای هر ایرانی تا سقف یک میلیون تومان خرید، 25 درصد یارانه کتاب اختصاص یافته است که همزمان هم به صورت حضوری از کتابفروشی‌های عضو طرح و هم به صورت غیرحضوری از طریق تارنمای اینترنتی بازار کتاب به نشانی Bazarketab.ir قابل استفاده است.

مدیرعامل خانه کتاب و ادبیات ایران در ادامه با اشاره به این نکته که این یارانه شامل همه ایرانیان خواهد شد، گفت: یارانه این طرح علاوه بر یارانه‌های قبلی است و افرادی که تاکنون یارانه‌های سالانه و مناسبتی خود را مصرف کرده‌اند نیز می‌توانند از یارانه این طرح بهره‌مند شوند. هزینه ارسال کتاب‌ها برای خریداران و کتابفروشان در این طرح رایگان است.

وی همچنین یادآور شد: تمام کتابفروشی‌های سراسر کشور می‌توانند در این طرح شرکت کنند. از آنجا که برای فروش در هر دو شکل حضوری و مجازی لازم است کتابفروشان عضو سامانه بازار کتاب باشند، آن دسته از کتابفروشی‌هایی که تاکنون عضو این سامانه نبوده‌اند می‌توانند از طریق نشانی v.bazarketab.ir در سامانه ثبت نام کنند؛ و سپس در پنل کاربری خود از طریق منوی «طرح‌های فروش/ طرح فروش دهه فجر 1403» نیز ثبت نام کنند. اما کتابفروشی‌های عضو سامانه تنها کافیست تنها مرحله دوم را انجام دهند.

ابراهیم حیدری در پایان گفت: همکاران ما در پشتیبانی سامانه با تلفن91009898ـ021 در ساعات اداری پاسخگوی سوالات و آماده راهنمایی هستند.

انتهای پیام/



منبع: خبرگزاری تسنیم

کتاب گران نیست، جیب مردم خالی‌ست!


خبرگزاری مهر – گروه فرهنگ – حسام آبنوس: «کتاب گران است» این گزاره غلط بارها و بارها از سوی افراد مختلف تکرار می‌شود و پرتکرارترین آن هم از سوی جامعه مصرف‌کننده‌ای است که می‌خواهد گاهی کتابی بخرد ولی با قیمت‌هایی روبه‌رو می‌شود که دود از کله‌اش بلند می‌کند. قیمت‌هایی که واقعاً هم کم نیستند ولی اگر بخواهیم کمی با جزئیات درباره آن حرف بزنیم شاید به این جمع‌بندی برسیم که کتاب خیلی هم گران نیست. به هر صورت ماجرای قیمت کتاب به قدری مسئله مهمی است که پایش به نشست خبری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی هم باز شد. هرچند سید عباس صالحی سعی کرد با توجه به محدوده فعالیت و مسئولیتش به آن جواب بدهد که یکی از آن جواب‌هایی است که نه تنها دردی از مخاطب برطرف نمی‌کند که او را به جوابی ارجاع می‌دهد که او خیلی متوجهش نمی‌شود.

سید عباس صالحی در اولین نشست خبری خود بعد از تصدی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت چهاردهم که روز ۲۳ دی برگزار شد، در پاسخ به سوالی مبنی بر قیمت کتاب و حذف شدن آن از سبد خانوار گفت: «این اتفاق با متغیر قیمت کاغذ خود را نشان داد. با توجه به ثبات نسبی کاغذ و یارانه‌های بودجه‌ای که از نظر ارزی در حوزه کاغذ در سال ۹۸ قرار گرفت، مدیریت بر فضای قیمت کتاب به شکل نسبی بود اما در سال‌های اخیر این مشکل قابل توجه شده است. متغیر اصلی این حوزه کاغذ است و در نوسانات مؤثر است. ما هم در نامه‌ای که به جناب عارف معاون رئیس جمهور نوشتیم این درخواست را داریم. متغیر ارز و تغییرات قابل توجه آن که مؤثر در این حوزه است، همچنان شرایط خود را ایجاد کرده و این خطر را جدی می‌کند که کتاب به یک کالای لوکس تبدیل شود.»

مسئله اول در این پاسخ این است که آقای وزیر ماجرای قیمت کتاب را به قیمت کاغذ و بعد به نوسانات دلار گره زد. گره زدنی که خیلی هم بی‌راه نیست. ولی آیا نوسانات قیمت دلار و تأثیر آن بر کاغذ باید سبب حذف شدن این محصول فرهنگی از سبد خانوار ایرانی شود؟ با این منطق اگر از وزیر کشاورزی درباره حذف شدن «مرغ» یا «گوشت» از سبد غذایی خانواده ایرانی سوال شود، احتمالاً او هم پاسخ خواهد داد به دلیل نوسانات قیمت دلار، قیمت خوراک دام و طیور هم متغیر است و باعث حذف مرغ و گوشت از سبد مصرف خانوار شده است. مسئله اول این است که مگر نوسانات دلار و تأثیر آن بر کالاها که امر امروزی نیست که بخواهیم حذف کتاب از سبد مصرف فرهنگی خانوار را به آن گره بزنیم. علاوه بر این چون اینجا حرف از کتاب است کسی حساس نمی‌شود ولی اگر مرغ و گوشت هم از سبد خانوار حذف شود مسئولین اینگونه با آن مواجه می‌شوند و از «لوکس شدن» مرغ و گوشت سخن به میان می‌آورند؟

از سوی دیگر این سوال وجود دارد مگر چند درصد از ناشران از کاغذ حمایتی و یارانه‌ای استفاده می‌کنند که آقای وزیر علت حذف کتاب از سبد مصرف فرهنگی خانوار را به آن گره می‌زنند. کتاب‌هایی که بدون پشتوانه کاغذ یارانه‌ای و حمایتی منتشر می‌شوند و مخاطبان خود را دارند دلیلی بر رد این ادعا است که بخواهیم حذف شدن کتاب را به ماجرای نوسانات دلار و ناپایداری قیمت کاغذ گره بزنیم. علاوه بر این توصیه می‌کنم وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاون فرهنگی و سایر مدیران مرتبط در حوزه کتاب، بعد از ساعت هشت شب سری به خیابان انقلاب بزنند تا ببینند «اُفست‌فروشان» چگونه عرصه خیابان و پیاده‌رو را فتح کرده‌اند و کتاب می‌فروشند. آیا این کتاب‌ها نیز با کاغذ حمایتی و دولتی منتشر می‌شوند؟ کتاب‌هایی که اصطلاحاً به آن‌ها کتاب‌های قاچاق گفته می‌شود و با کاغذ آزاد منتشر می‌شود و اتفاقاً مخاطبان خوبی هم دارند و فروش می‌روند. پس اینکه ماجرای حذف کتاب را به قیمت کاغذ گره بزنیم، آدرس غلط دادن است. البته منکر نیستم کاغذ به عنوان ماده اصلی و اولیه تولید کتاب نقش مهمی در تولید کتاب دارد ولی همه قصه حذف کتاب از سبد مصرف فرهنگی خانوار نیست و شاید بهتر است ماجرا را جای دیگری دنبال کنیم.

سیدعباس صالحی در بخش دیگری از پاسخش به «تبدیل شدن کتاب به یک کالای لوکس» اشاره می‌کند. اشیا و محصولات یا ذاتاً لوکس‌اند یا شرایط و اقتضائاتی سبب لوکس‌شدن آن‌ها می‌شود. کتاب طبیعتاً در دسته اول نیست و در دسته دوم قرار می‌گیرد. اما چه چیزی باعث شده کتاب تبدیل به کالای ظاهراً لوکسی شود که دست مخاطبان به آن به راحتی نمی‌رسد؟ به گمانم پاسخ به این پرسش، روشن می‌کند که پیچ قضیه کجاست و سیدعباس صالحی به ظرافت از کنار آن عبور کرده و آن را مسکوت گذاشته است. بر این باورم که ماجرای حذف کتاب از سبد خانوار و لوکس شدن آن نسبت مستقیم با درآمد و هزینه‌های خانوار دارد که سیدعباس صالحی نخواست درباره آن حرفی بزند. در واقع حتی اگر بپذیریم که قیمت کاغذ عامل گرانی کتاب است که معتقدم مطلق نیست، کالاها و محصولات دیگر هم با نوسان قیمت دلار بالا و پایین می‌شوند و این اتفاق تازه‌ای نیست که آقای وزیر آن را اینگونه برجسته کرده است. مردم در قصه گران شدن همه محصولات دارند این ماجرا را می‌بینند ولی کتاب و سایر محصولات فرهنگی قربانی این نوسان و ناپایداری است که دلیلش این است که با توجه به وضعیت معیشتی و درآمدی آن‌ها مردم اول به فکر سیر کردن شکم خود و خانواده‌شان‌اند و اگر چیزی بماند به تفریحات و بعد آموزش اختصاص می‌دهند و کتاب در پایین‌ترین مرتبه اولویت‌ها قرار دارد. هرچند که این جواب آقای وزیر برای صنف نشر جواب راضی‌کننده و شادی‌آوری بود ولی دردی از مردمی که دلشان می‌خواهد کتاب بخوانند ولی دستشان به آن نمی‌رسد، دوا نمی‌کند. مردمی که به دلیل تنگدستی قید کتاب را زده‌اند و وضعیت حقوق و دستمزد سبب شده که کتاب ظاهر لوکس به خود بگیرد.

حالا بیایید با هم یکی دو تا آمار بررسی کنیم تا شاید بیشتر در جریان ماجرای گران بودن یا نبودن کتاب قرار بگیریم. برای این بررسی سراغ کتابی رفتم که در طول سال‌ها بارها تجدید چاپ شده و کتابی بوده که روند فروش آن متوقف نشده و همواره در بازار وجود داشته است. در مورد اول در سال هشتاد و هشت، قیمت پشت جلد آن کتاب دوازده هزار تومان بوده است. بنا بر خبری از سایت وزارت کار، حداقل دستمزد در آن سال دویست و هفتاد و چهار هزار و پانصد تومان تصویب شده بود. یعنی قیمت آن کتاب کمی بیشتر از چهار درصد (چهار و سه دهم درصد) حقوق یک ماه یک کارگر بوده است.

حالا بیایید به سال هزار و چهارصد و سه. حداقل دستمزد در این سال برای کارگر نه میلیون و ششصد و شصت و شش هزار تومان در نظر گرفته شده است. حالا باید برای همان کتاب دوازده هزار تومانی که الان ششصد و چهل و پنج هزار تومان قیمت دارد، چیزی حدود کمی بیشتر از شش و نیم درصد (شش و شصت و هفت صدم درصد) از حقوق یک ماه کارگر پرداخت شود.

یعنی بعد از گذشت ۱۵ سال قیمت آن کتاب چیزی حدود دو درصد در نسبت با حقوق کارگران افزایش قیمت داشته است. این در حالی است که مرغ و گوشت و سایر ملزومات اولیه مانند مسکن و پوشاک افزایش قیمت‌های نجومی داشته است. پس مسئله گرانی کتاب نیست مسئله آنجاست که هزینه‌های دیگر زندگی به قدری بر مردم گران آمده که ترجیح می‌دهند قید کتاب و استفاده از محصولات فرهنگی را بزنند. این آدرس غلطی که حالا وزیر فرهنگ هم به آن ارجاع می‌دهد پاک کردن صورت مسئله است. صورت مسئله‌ای که ریشه در دستمزد و توان مالی افراد دارد و ربطی به قیمت کاغذ و حواشی آن ندارد. در واقع مردم برایشان حواشی صنعت اهمیتی ندارد، همانطور که آن‌ها کاری ندارند قیمت خوراک دام و طیور بر اثر نوسانات دلار به چه وضعیتی در آمده، کاری هم به اینکه قیمت دلار چه تأثیری بر قیمت کاغذ و در پایان قیمت تمام‌شده کتاب می‌گذارد، ندارند.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اگر می‌خواهد واقع‌بینانه به ماجرای مطالعه و خرید کتاب نگاه کند، باید در مجموعه دولت فکری به حال دستمزدها و معیشت خانوار کنند و از دادن آدرس‌های غلط به افکار عمومی، مخاطبان و اهالی حوزه کتاب پرهیز کنند. اگر کتاب شده حکایت ضرب‌المثل: «دست ما کوتاه و خرما بر نخیل» دلیلش این است که مردم توان دست بلند کردن ندارند و اصطلاحاً «از کوته‌ی ماست که دیوار بلند است» وگرنه کتاب کالای لوکسی نیست و نباید هم باشد و دولت و مجموعه آن باید برای دسترسی همگانی و برقراری عدالت فرهنگی تلاش کنند. این حق تمام شهروندان است که به محصولات فرهنگی روز به آسانی دسترسی داشته باشند و مسئولین با آدرس غلط دادن فقط از خود سلب مسئولیت می‌کنند. هرچند می‌توان با تخصیص بودجه به گسترش شبکه کتابخانه‌های عمومی کشور (مانند اتفاقی که در دولت سیزدهم روی داد) دسترسی مردم به کتاب‌ها را آسان‌تر کرد. اتفاقی که می‌تواند زمینه گسترش عدالت فرهنگی را فراهم کند و افراد بیشتری را در بخش‌های مختلف کشور به کتاب وصل کند.



منیع: خبرگزاری مهر

وحید یامین‌پور با کتاب تازه‌اش در بازار نشر ظاهر شد


به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «عربیکا؛ سقر به لبنان در روزهای غم و شادی» به قلم وحید یامین‌پور توسط انتشارات سوره مهر روانه بازار شده است.

بر اساس این گزارش، این کتاب روایتگر سفری پرماجرا به لبنان و تجربه‌های نویسنده از دل جنگ و بحران‌های این کشور است. یامین‌پور در این اثر با توصیف حال و هوای کشور لبنان و مردم مقاوم آن، تصویری زنده و تأثیرگذار از زندگی و ایستادگی در شرایط سخت ارائه می‌دهد.

عربیکا راوی ما بین اولین سفر نویسنده در سال ۲۰۰۳ و دیدار با سید حسن نصرالله و آخرین سفرش در سال ۲۰۲۴ و پس از شهادت سید مقاومت است.

یامین‌پور در این کتاب، دیدار خود با سید حسن نصرالله را که در سال ۲۰۰۳ انجام شده است، روایت کرده و همچنین به سفرش پس از طوفان الاقصی در همان سال پرداخته است. علاوه بر آن، عربیکا با نگاهی تاریخی به مقاومت فلسطین و مسئله صهیونیسم، به معرفی چهره‌های شاخص جبهه مقاومت نیز می‌پردازد.

در بخش‌هایی از این سفرنامه، تجربه‌های نویسنده در مواجهه با بمباران‌ها، شهادت‌ها و شرایط نابسامان لبنان، به‌ویژه پس از شهادت سید حسن نصرالله، با نثری تأثیرگذار روایت شده است. این اثر با جزئیات دقیق، به‌گونه‌ای به ترسیم بحران‌ها و رشادت‌های مردم لبنان می‌پردازد که مخاطب را با واقعیت‌های ملموس این مقاومت آشنا می‌کند.

یکی از ویژگی‌های برجسته این کتاب، جنبه آموزشی آن است. عربیکا برای کسانی که از تاریخ آغاز مقاومت لبنان و فلسطین بی‌اطلاع هستند، به‌خوبی روند شکل‌گیری و تداوم این مقاومت را توضیح می‌دهد و تصویری روشن از چگونگی رسیدن به این نقطه از ایستادگی را ارائه می‌کند همچنین ما شناختی نسبت به فرماندهان شاخص مقاومت دست پیدا می‌کنیم.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: این مردم تا به حال دست کم سه‌بار خانه‌شان را از نو ساخته‌اند. آن جنوبی حتی همین چندماه پیش همان موقع که در حیاط خانه‌اش قلیان می‌کشید و به در و دیوار خانه‌اش نگاه می‌کرد، نقشه جدید خانه را در ذهنش کشیده؛ با خودش گفته: «اگر دفعه بعد اسرائیل خرابش کرد، این‌بار این‌طوری می‌سازمش.»

کتاب «عربیکا» که شرح سفر وحید یامین‌پور به کشور لبنان است در ۲۰۰ صفحه و با قیمت ۲۲۵ هزار تومان روانه بازار نشر شده است.



منیع: خبرگزاری مهر

غوغای شهید ۱۲ ساله در بازار نشر


به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری تسنیم،‌ کتاب «عارف 12 ساله» اثر سیدحسین موسوی شامل خاطرات شهید رضا پناهی، کم‌سن‌وسال‌ترین شهید دوران دفاع مقدس استکه تقریباً برای ما غیرقابل‌باور است. خاطراتی از زندگی یک شهید عزیز که بعد از انتشار کتاب «عارف 12 ساله» خیلی مورد توجه قرار گرفت. مادر رضا، راوی کتاب است. یک مادر بهتر از هر کسی فرزندش را می‌شناسد. او چیزهایی از رضا تعرف می‌کند که در روزگار ما مصداقش را به سختی می‌توانیم پیدا کنیم.

رضایی که در 12 سالگی به شهادت رسید؛ ولی انگار قبل از شهادت، چند واحد درس اخلاق را رفته پای درس علمای اخلاق نشسته، یاد گرفته و به مقام‌های بالا رسیده و صحنه‌هایی از خودگذشتگی و ایثار را در عمر کوتاهش به نمایش گذاشت.

رضا سال 1348 در شهرستان کرج متولد شد. در 12 سالگی خانواده را راضی کرد تا به جبهه برود. بعد از جلب رضایت پدر و مادرش فرم تقاضای اعزام به جبهه را پر کرد؛ اما به خاطر سن کم به او اجازه اعزام به جبهه را ندادند. مجبور شد شناسنامه‌اش را دستکاری کند و از این طریق توانست وارد جبهه شود.

شهید پناهی در تاریخ 27 بهمن سال 1361 در جبهه قصرشیرین به شهادت رسید. او عاشق شهادت و خدا شده بود و شهادت را راه رسیدن به خدا می‌دانست. ایمان، ایثار، تعهد، عشق و پایبندی او به ارزش‌ها، بزرگترین سرمایه اجتماعی برای تقویت باورهای دینی و ملی نوجوانان و جوانان است و حالا خاطرات زندگی کوتاه؛ اما پربار او دارد وارد خیلی از خانه‌ها می‌شود و امید شهیدانه‌زیستن را در دل نوجوانان و جوانان امروز زنده می‌کند.

گفتنی است به تازگی پویش مطالعاتی کتاب «عارف 12 ساله» توسط نشر شهید کاظمی برای رده سنی نوجوان آغاز شده است.

در قسمتی از وصیتنامه صوتی شهید رضا پناهی آمده:«هدف من از رفتن به جبهه این است که اولاً به ندای «هل من ناصر ینصرونی» لبیک گفته باشیم و امام عزیز و اسلام را یاری کنیم و آن وظیفه‌ای که امام عزیزمان بارها در پیام‌ها تکرار کرده: که «هرکس که قدرت دارد واجب است که به جبهه برود» و من می‌روم که تا به پیام امام لبیک گفته باشم. آرزوی من پیروزی اسلام و ترویج آن در تمام جهان است و امیدوارم که روزی به یاری رزمندگان، تمام ملت ها زیر سلطه آزاد شوند…»

انتهای پیام/



منبع: خبرگزاری تسنیم

تهران پایتخت شعر معاصر فارسی است؛ همه‌چیز درباره جایزه جهانی «شهر شعر»


محمدمهدی سیار دبیر علمی جایزه «شهر شعر» درباره اهداف برگزاری این جایزه به خبرنگار مهر گفت: ایده اولیه این جایزه این‌جا شکل گرفت که ما به عنوان یک انسان و شهروند، به طور طبیعی شهر و هویت آن برایمان مسأله است و با آن درگیر هستیم. شاعر نیز به طور طبیعی همیشه در هر پدیده‌ای هم به دنبال معنا و هویت می‌گردد، ‌هم دنبال خیال‌ورزی درباره آن پدیده است. شاید شاعران درباره محیط اطراف‌شان بیش از دیگران حساس باشند و درباره وضعیت مطلوبش خیال‌پردازی کنند. به ویژه با نگاه زیبایی‌شناسی که به پدیده‌ها دارند، دوست دارند شهر مطلوب‌شان را تصویرسازی کنند و درباره آن خیال‌پردازی کنند.

تهران در دو، سه سده اخیر پایتخت شعر فارسی بوده است

وی ادامه داد: جمعی از شاعران که شاعران مطرح کشور در حوزه‌های مختلف هستند، با توجه به همین نکته‌ها به این نتیجه رسیدند که می‌توانیم بیش از پیش به هویت ادبی تهران توجه و آن را تقویت کنیم. در تعاملی که با شهرداری تهران، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و همچنین سازمان زیباسازی شهر تهران داشتیم، آنها هم از این طرح استقبال کردند و همه بر این مسأله اتفاق نظر داشتیم که تهران در دو سه سده اخیر یکی از پایتخت‌های شعر فارسی بوده است. یعنی جزو مراکزی بوده که بیشترین و بزرگ‌ترین شاعران زبان فارسی در این شهر زندگی کرده و بالیده و درس خوانده و درس داده و شعر گفته‌اند.

سیار گفت: اگر قیصر امین‌پور در خوزستان به دنیا آمده، در تهران زندگی کرده و در تهران شعر گفته و در تهران بالیده است. اگر اخوان ثالث زاده خراسان است، منتها بخش مهمی از زندگی ادبی خودش را در تهران سپری کرده و ارتباطات و فضاهای ادبی که داشته در تهران بوده و خیلی از شعرهای معروفش را هم در تهران سروده است. اگر شهریار از خطه تبریز سر بر آورده، بیشتر حیات ادبی و زندگی خودش را در تهران سپری کرده و شعرهای زیادی هم درباره تهران و حالی و هوای که در تهران داشته، دارد. او در تهران عاشق شده و رشد کرده و معروف شده و محبوب شده و بخشی از سلوک ادبی‌اش در تهران بوده است. بسیاری از دیگر شاعران هم همین‌طور در این شهر زیست کرده‌اند. بعضی شاعران هم زاده تهران هستند و بخش زیادی از شاعران جوان و نسل جدید هم همین تجربه را دارند.

کسی درباره تهران و هویت ادبی و شعری این شهر صحبت نمی‌کند

دبیر علمی جایزه شهر شعر با اشاره به هویت ادبی شهر تهران، گفت: امروزه اصفهان و شیراز به عنوان شهرهای ادبی ایران مطرح هستند و ذهن انسان درباره شعر و شهرهای ادبی به خاطر حافظ و سعدی سمت این دو شهر می‌رود. یا اینکه ذهن‌ها به خاطر فردوسی و دیگر بزرگان این خطه به سمت خراسان می‌رود. همچنین تبریز و اصفهان که هرکدام تاریخچه‌ای در شعر فارسی دارند. ولی نباید هویت ادبی تهران را نادیده گرفت؛ به خصوص در عصری که ما زندگی می‌کنیم. تهران در این دو سه قرن اخیر پایتخت ادبی شعر فارسی بوده است و مجلات ادبی، گفتگوها، کافه‌ها،‌ انجمن‌ها،‌ جشنواره‌های متعدد و ناشران ادبی موفق در تهران بوده‌اند. همچنین رویدادهای بزرگ ادبی مثل نمایشگاه کتاب در تهران برگزار شده‌اند و نقشی بی‌بدیل در رشد شعر فارسی داشته‌اند. با اینکه تهران در دو سه قرن اخیر نقش بی‌بدیلی در تاریخ شعر فارسی داشته است، کسی این واقعیت را به زبان نمی‌آورد و کسی تهران را به عنوان شهر ادبی و شهر شعر نمی‌شناسد. حتی شاید خود شهروندان تهران هم به هویت ادبی کوچه و خیابان‌هایی را که در آن زندگی می‌کنند واقف نباشند.

سیار ادامه داد: با توجه به همین نکته‌ها بود که تصمیم گرفتیم برای جدی گرفته شدن این هویت کاری بکنیم و تهران را به عنوان یکی از پایتخت‌های شعر ایران و جهان معرفی کنیم. کما اینکه شعر فارسی خودش یکی از قطب‌های شعر جهان است و تهران هم از این حیث می‌تواند مرکزیتی در ادبیات جهان داشته باشد؛ چه جهان اسلام و چه به طور عمومی.

همه شاعران ایران و جهان می‌توانند در هر قالب و موضوعی در جایزه شهر شعر شرکت کنند

شاعر «حق السکوت» درباره موضوعات اصلی جایزه شهر شعر توضیح داد: این جایزه، جایزه «شعر شهر» نیست، یعنی جایزه‌ای نیست که به بهترین شعرها درباره تهران یا مفهوم شهر سروده شده باشد، بلکه جایزه «شهرِ شعر» ‌است. شاعران قرار نیست درباره شهر تهران یا به طور کلی درباره شهر شعر بگویند. شهر شعر یعنی شاعران از هر جای ایران و جهان، شعرهایشان را در این رویداد بزرگ با موضوعات و قالب‌های مختلف شرکت بدهند. موضوع فراخوان آزاد است و ما پذیرای هر شعر و موضوع در هر قالب شعری هستیم. البته موضوع ویژه هم داریم که در فراخوان جایزه قید شده ولی به طور کلی این جایزه به صورت آزاد برگزار می‌شود و عنوان جایزه هم شهر شعر است. این خیلی برای ما مهم است که تهران به عنوان مرکز و شهر شعر شناخته شود. البته باید با فضاسازی‌های شهری و اتفاقات مختلف به مقصود اصلی برسیم.

فضاسازی شهری با محوریت شعر و ادبیات، بخش مهم جایزه شهر شعر است

وی گفت: البته ما یک جایزه ویژه در بخش فضاسازی ادبی برای تهران داریم که یکی از بخش‌های مهم جایزه ماست. یعنی این جایزه محدود به حوزه شعر هم نیست، بلکه حوزه خلاقیت‌های شهری با محوریت ادبیات هم مدنظر ما است. تأکیدمان این است که حال و هوای شاعرانه تهران بیشتر شود. ایده‌های شهری به جایزه اضافه شده‌اند تا کمک بکنند برای نزدیک‌تر شدن شهر تهران به هویت ادبی و شاعرانه خودش. همه هم می‌توانند در این بخش شرکت کنند. چه مردم عادی، چه هنرمندان فضای تجسمی و معماری، چه شاعران و نویسندگان. همه می‌توانند در این بخش شرکت کنند و ایده‌های خودشان را برای طراحی شهری مبتنی بر هویت ادبی برای جایزه ارسال کنند.

سیار با بیان اینکه مسئولان شهرداری تهران تا امروز از این طرح به خوبی حمایت کرده‌اند، گفت: لازم است از همراهی شهرداری تهران و شهردار تهران، ریاست سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و مدیرعامل سازمان زیباسازی تشکر کنم که تا اینجا بسیار همدلانه پیش آمده‌اند. امیدوارم این همدلی مستمر باشد و محدود به برگزاری یک رویداد نباشد و بتواند حال شهروندان را خوب کند. ضمن این که قرار است بخشی از این جشنواره با همکاری شهرداران این شهرها در شهرهای شیراز و اصفهان برگزار شود تا اینگونه رنگ ملی‌تری هم پیدا کند. امیدوارم این عزم کماکان امتداد پیدا کند.

امیدوارم شهر شعر قلب تپنده برای برساختن هویت ادبی تهران باشد

دبیر علمی جایزه جهانی شهر شعر در پایان با بیان اینکه سعی می‌کنیم مبلغ جایزه هم خوب باشد، گفت: طراحی ما و عزم شهرداری تهران این است که این جایزه تبدیل به یک سنت شود. چون اگر سنت نشود، اصلا به آن ایده‌ای که در پی‌اش بودیم نخواهیم رسید. ضمن اینکه اجرایی شدن ایده‌های شهری با محوریت شعر، خودش نیازمند سال‌ها کار و پیگیری است. امیدواریم این جایزه یک قلب تپنده برای پیگیری برساختن هویت ادبی تهران باشد.



منیع: خبرگزاری مهر

نخستین رمان ایرانی مقاومت در ژانر فانتزی


سید‌میثم موسویان نویسنده در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم،‌ از انتشار رمان تازه‌اش با عنوان «سردار ایرانی» از سوی نشر جمکران خبر داد و گفت:  این نخستین رمان در ژانر فانتزی با موضوع ادبیات پایداری و مقاومت است.

وی افزود: فرهنگ و ادبیات فانتزی از فضای شرقی و برخی اعتقادات ما مانند طی‌الارض و طی‌السماء و طی‌الطریق متاثر است،‌ بنابراین در فرهنگ و ادبیات ما نمونه‌های بسیاری از سبک فانتزی وجود دارد،‌ اما پیوند سبک فانتزی با ادبیات مقاومت برای نخستین‌بار انجام شده است.

موسویان ادامه داد:  این کتاب «سردار ایرانی» نام دارد و درباره جنگ 33 روزه لبنان است،‌ روایت  سه پسربچه در ضاحیه لبنان است که در مدرسه شبانه‌روزی درس می‌خوانند، اسرائیل مدرسه را بمباران می‌کند و این سه زیر آوار زنده هستند‌، برایشان سفر زمان اتفاق می‌افتد و به زمان‌های گذشته سفر می‌کنند‌، در ادامه ماجرا،‌ در بیمارستان کشف می‌کنند که وقتی با هم هستند، دست به سفر زمان بزنند و به گذشته برگردند،‌ این بار به جنگ خندق، در صدر اسلام می‌روند.

موسویان تصریح کرد: زمانی که به حال برمی‌گردند در مدرسه جدیدی مستقر می‌شوند،‌ مدرسه‌ای که نگهبانش جاسوس اسرائیل است و اجازه خروج به آن‌ها نمی‌دهد‌، برای اینکه با خود کمک بیاورند‌، دوباره دست به سفر زمان می‌زنند و به جنگ خندق بر می‌گردند.

این نویسنده افزود: در این رمان تلاش داشتم یک مفهوم عمیق دینی را به نوجوانان بیاموزم و آن اینکه زمان یک مفهوم کذایی است و اگر کسی طرفدار هر جبهه‌ای باشد، در هر زمانی با آن جبهه همراه خواهد بود. در اصل این نظریه وامدار فرمایش امیرالمومنین علی (ع) است ک در جنگ صفین به یکی از اصحاب که گفت ای کاش برادر من با شما در این جنگ حضور داشت‌، فرمود،‌ اگر به لحاظ عقیده با ما باشد،‌ در این جنگ نیز با ما جنگیده است،‌ نه تنها برادر تو بلکه تمام کسانی که هنوز روی کره زمین نیستند و در آینده خواهند بودولی با ما هم‌عقیده هستند.   

موسویان درباره چرایی انتخاب جنگ خندق به عنوان واقعه زمانی مهم در این رمان گفت:‌ رهبر انقلاب در جنگ 33 روزه لبنان خطاب به سردار سلیمانی فرمودند،‌این جنگ 33روزه، شبیه جنگ خندق است،‌ بسیار مشکل ولی پیروزی از آن اسلام خواهد بود.

 میثم موسویان پیش از این کتاب «مدرسه شبانه‌روزی» را نیز در سبک ادبیات فانتزی در حوزه رمان انقلاب منتشر کرده است،‌ داستان این کتاب داستان بچه‌های درسخوان نیست. داستان چهار دانش آموز تنبل و مردودی مدرسه شریعت است که آقای ناظم آن‌ها را درگیر یه ماجرای ساده می‌کند؛ جاسوسی از استاد، معلم معروف انقلابی مدرسه. اما وقتی آنها جاسوسی کردن را شروع می‌کنند پایشان به یک مدرسه دیگر باز می‌شود. مدرسه شبانه و نگهبان عجیبش!

  انتهای پیام/



منبع: خبرگزاری تسنیم

نگاهی به «پنج اقلیم حضور» و خصلت شاعرانگی ایرانیان


خبرگزاری مهر _ گروه فرهنگ و ادب: داریوش شایگان متولد چهارم بهمن‌ماه ۱۳۱۳ خورشیدی در شهر تبریز است که در خانواده‌ای چندزبانی و چندفرهنگی به دنیا آمد. پدرش محمدرحیم شایگان بازرگانی متمول و شیعه مذهب بود و مادرش زولوگیدزه اباشیدزه باگراتیون، اهل گرجستان و سنی مذهب بود. دایه او روس بود و فرزندانِ خانواده از کودکی زبان‌های ترکی، روسی و فارسی را یاد گرفته بودند. او دوره‌ی دبستان تا اول دبیرستان را هم در مدرسه‌ی فرانسوی‌زبان سن‌لوئی تبریز گذراند و زبان فرانسوی نیز به این ترکیب افزوده شد. سپس در ۱۵ سالگی با نیمه‌تمام‌گذاشتن تحصیل در دبیرستان تبریز، به انگلستان رفت و آنجا دبیرستان را به انگلیسی درس خواند.

داریوش شایگان پس از اتمام دوره دبیرستان به ژنو سوئیس رفت و ابتدا تحصیل در رشته پزشکی را آغاز کرد، اما پس از یک سال آن را رها کرد و به تحصیل هم‌زمان در رشته‌های علوم سیاسی، فلسفه و زبان‌شناسی پرداخت. در دوران تحصیل، او به مطالعه آثار ادیبان و فیلسوفان بزرگی مانند پل والری، مارسل پروست، کارل گوستاو یونگ، شارل بودلر و راینر ماریا ریل که علاقه‌مند شد و با فرهنگ و ادبیات اروپا در قرن بیستم آشنا گردید. در دانشگاه ژنو، شایگان تحت تأثیر استادش ژان هربر، با اساطیر و حماسه‌های هند آشنا شد و دو سال را صرف یادگیری زبان سانسکریت نزد هانری فرای، هندشناس مشهور، کرد؛ و در ۲۵ سالگی و پس از پایان تحصیلاتش به ایران بازگشت.

پس از بازگشت، شایگان شش سال را به مطالعه و تأمل در عرفان و متون کلاسیک فارسی اختصاص داد و به بررسی آثار الهیاتی و عرفانی پرداخت. در این دوره، او در دانشگاه تهران به تدریس زبان سانسکریت مشغول شد و با سید حسین نصر همکاری کرد. از طریق نصر، با هانری کُربَن، اسلام‌شناس فرانسوی، هم آشنا شد. این مطالعات و ارتباطات، تأثیر عمیقی بر شکل‌گیری اندیشه‌های فلسفی و عرفانی شایگان گذاشت.

نگاهی به «پنج اقلیم حضور» و خصلت شاعرانگی ایرانیان

به همین مناسبت نگاهی به یک اثر این اندیشمند شش زبانه می‌کنیم:

پنج اقلیم حضور

کتاب پنج اقلیم حضور نوشته داریوش شایگان یکی از آثار مهم این مولف است که به بررسی و تحلیل عمیق فرهنگ و ادبیات ایران می‌پردازد. این کتاب در واقع تلاشی برای شناخت هویت ایرانی و جنبه‌های مختلف حضور انسان ایرانی در جهان است. شایگان در این اثر به تحلیل روحیه و شخصیت ایرانی با استفاده از دیدگاه‌های فلسفی، روان‌شناختی، و ادبی می‌پردازد.

پنج اقلیم حضور به بررسی پنج چهره برجسته در ادبیات و فرهنگ ایران اختصاص دارد: حافظ، مولانا، سعدی، خیام و فردوسی. شایگان تلاش می‌کند تا از طریق آثار و اندیشه‌های این بزرگان، به درک بهتری از هویت ایرانی و نگاه معنوی ایرانیان به جهان دست یابد. او به تأثیر این شاعران بر ساختار ذهنی و فرهنگی ایرانیان می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه این شخصیت‌ها پنج بُعد از “حضور” را در فرهنگ ایرانی نمایندگی می‌کنند.

رویکرد شایگان در این اثر، تحلیل فرهنگ ایرانی از منظر تطبیقی است، او از این منظر میان فرهنگ ایرانی و دیگر فرهنگ‌ها ارتباط برقرار می‌کند و به دنبال کشف نقاط اشتراک و تفاوت‌های تفکر ایرانی با تفکر فلسفی غربی است. شایگان با توجه به مشرب فلسفی اش به جنبه‌های عرفانی، فلسفی، و وجودی زندگی در ادبیات ایران توجه ویژه‌ای دارد.

نگاهی به «پنج اقلیم حضور» و خصلت شاعرانگی ایرانیان

اهمیت این کتاب در چیست؟

این کتاب نگاه تازه‌ای به هویت ایرانی ارائه می‌دهد و آن را در سطحی جهانی بررسی می‌کند. ترکیب تحلیل‌های فلسفی با نگاهی ادبی، باعث می‌شود که اثر هم برای علاقه‌مندان به ادبیات و هم برای دوستداران فلسفه جذاب باشد و در عین حال شایگان به شکلی خلاقانه تلاش می‌کند که تضادها و همزیستی عناصر سنتی و مدرن در فرهنگ ایرانی را شرح دهد.

سبک نوشتاری شایگان در این کتاب، روان و در عین حال پیچیده است؛ او از اصطلاحات فلسفی و تحلیل‌های دقیق استفاده می‌کند، اما تلاش دارد که مطالب برای خواننده عام نیز قابل فهم باشد.

آن طور که خودش در این باره نوشته است «شالوده این مقالات، بر اساس زاویه دید من نسبت به خصلت شاعرانگی ایرانیان پی ریزی شده است؛ بر محور این پرسش که ارج و منزلت ایرانیان در قبال بزرگان ادبشان حاصل چه برداشتی است؟ پیوند و ارتباط درونی این مردم با شاعران بزرگشان از چه سنخ است که چنین به اعماق سرشتشان رسوخ کرده و سایه‌ای سنگین بر کل جهان بینی آنان افکنده است؟ غرض از این قلم فرسایی، سنجش و تحلیل ارتباط ایرانیان با شاعران ارجمندشان است، بالاخص آنان که طی قرون و اعصار به پایگاهی اساطیری اعتلا یافته اند… به نظرم پیوندی از این دست مولود قریحه شاعرانه ایرانی است که در جهان بی همتاست.»

کتاب پنج اقلیم حضور یکی از آثار برجسته شایگان است که می‌تواند برای کسانی که به فلسفه، ادبیات و هویت فرهنگی علاقه‌مند هستند، بسیار آموزنده و تأمل‌برانگیز باشد.



منیع: خبرگزاری مهر

روایتی از مواجهه سرباز عراقی با رزمندگان ایرانی در عملیات فاو


سعید محمدی نویسنده رمان «سرگردانی در نقطه صفر» در گفتگو با خبرنگار مهر درباره این کتاب گفت: جنگ تحمیلی و هشت سال دفاع مقدس سرشار از اتفاقات و ماجراهایی است که با وجود همه کتاب‌هایی که در مورد این اتفاق بزرگ نوشته شده، هنوز ناشنیده باقی مانده است.

وی افزود: تقریباً همه آثار و کتاب‌هایی که در این موضوع منتشر شده از زاویه دید رزمندگان ایرانی بوده است و جبهه حق روایت شده است؛ اما شنیدن روایت‌های متفاوت از جبهه مقابل، یعنی رژیم بعث هم جذابیت و نوآوری خاصی دارد. رمان “سرگردانی در نقطه صفر” به این موضوع می‌پردازد.

محمدی ادامه داد: زاویه روایت این کتاب از دید یک سرباز ساده لوح عراقی است که طی اتفاقاتی عجیب محصور می‌شود. این واقعه مصادف است با عملیات فاو و فتح آن توسط رزمندگان اسلام که یکی از بزرگترین و عجیب‌ترین عملیات‌های ایران در دفاع مقدس بوده است.

این نویسنده گفت: بیان اتفاقات با چاشنی طنز، کشمکش سرباز عراقی با نام جبان با فرماندهانش، ۲۳ روز سرگردانی او و پایبندی به اصول اسلامی و انسانی رزمندگان با اسرای دشمن از ویژگی‌های این رمان است.

وی ادامه داد: شخصیت اصلی رمان جوانی به نام جبان است که عاشق است و آرزوهای زیادی دارد و برای رسیدن به معشوقه‌اش می‌خواهد پیشرفت کند؛ اما وقایع آنطور پیش نمی‌رود که او انتظار دارد.او بعد از حمله ایران به فاو پشت خط نیروهای ایرانی گیر می‌افتد. که نه راه پس دارد و نه راه پیش، بنابراین تمام تلاشش را می‌کند تا به جبهه خودشان برگردد؛ اما ماجرا وقتی بحرانی می‌شود که می‌فهمد اگر برگردد به عنوان خائن اعدام خواهد شد.

محمدی در پایان گفت: ساختار رمان طنز است و مخاطب در سراسر رمان با اتفاقات مفرحی رو به رو می‌شود. باورها و شنیده‌های جبان از رفتار ایرانی‌ها توسط همرزمانش که برای ترساندن و شوخی با او گفته‌اند اراده او را برای گیر نیفتادن به دست ایرانی‌ها چندین برابر می‌کند و این وحشت او به قدری است که حاضر است بمیرد اما دست ایرانی‌ها نیفتد.



منیع: خبرگزاری مهر