رخت بستن نقد از ادبیات/ سفارشی‌نویسی آفت داستان‌کوتاه جلال


به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم،‌ ورود رمان به ایران را می‌توان همزمان با ورود مدرنیته دانست. جامعه ایرانی، در پی تحولاتی که از اواخر دوره قاجار به مرور در خود شاهد بود، در زمینه ادبیات و شیوه‌های بیان ادبی نیز درون تحولاتی قرار می‌گرفت که به سرعت در حال انجام و گسترش بودند. این تحولات که در دوره پهلوی اول و دوم به اوج می‌رسیدند و جامعه ایرانی را با نوآوری‌های بسیاری مواجه می‌کردند، سبب پدیدآیی گونه‌ای ادبی (در تعریف عام‌تر و جهانی‌تر آن) به نام “رُمان”  شدند.

رمان‌ها از ابتدای دوران معاصر ادبیات ایران تاکنون رشد و تغییرات بسیاری را تجربه کرده‌اند و می‌کنند که متأثر از شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه ایرانی بوده است؛ با این همه چند سالی است که ادبیات داستانی از دوران اوج خود در دهه‌های 70 و 80 فاصله گرفته و به گفته منتقدان، بیشتر به گرته‌برداری از رمان‌های غربی روی آورده است.

در دوره‌های اخیر، داوران  بخش رمان، از کیفیت نامناسب رمان‌های ایرانی‌، موضوعات تکراری و زرد،‌ کپی‌برداری از داستان‌های ترجمه شده و فقدان اقلیم در رمان‌های ایرانی به عنوان مهمترین زنگ‌خطرهای ادبیات داستانی نام برده بودند. رمان‌هایی که به گفته آن‌ها نه در شأن جایزه جلال بودند و نه تفکر جلال را دنبال می‌کردند.

هفدهمین دوره جایزه جلال فردا با معرفی برگزیدگان به کار خود پایان می‌دهد‌، در این دوره 396 اثر در حوزه داستان کوتاه ارزیابی شدند،‌ ارزیابی این آثار را قاسمعلی فراست،‌ محمدرضا گودرزی و علیرضا ایرانمهر بر عهده داشته‌اند.

خبرگزاری تسنیم با قاسمعلی فراست درباره کم و کیف آثار این دوره گفت‌وگویی داشته است،‌ فراست از درخشش آثاری در این حوزه از نویسندگان تازه خبر داده والبته از سفارشی‌نویسی نیز گلایه داشت. این گفت‌وگو به شرح ذیل است:

* تسنیم: در هفدهمین دوره حوزه داستان کوتاه به لحاظ کمی با رشد آثار مواجه بوده است، این رشد نشانه چیست؟

من رشد کمی را لزوماً نشانه رشد کیفی نمی‌بینم، چه بسا ممکن است که کتاب در حوزه‌ای بسیار اندک منتشر شود،‌ اما چندین کار درخشان در آن میان وجود داشته باشد که با همه کارهای قبلی متفاوت است،‌ هم به لحاظ مضمون و نوآوری های ساختاری و هم استعددهایی شناسایی شوند که تا پیش از آن گمنام مانده‌اند‌، بنابراین من مبنای کار را کیفیت می‌دانم،‌ خیلی به کمیت توجه ندارم.

البته ممکن است،‌ مثلا به لحاظ آماری بتوان تفاسیری از کمیت آثار منتشر شده در یک حوزه داشت،‌ ولی در داوری‌ها نباید به کمیت دل بست. 

* تسنیم:  سوال بنده از این جهت بود که این افزایش کمی آثار به تناسب با افزایش کیفی نیز همراه بوده یا ناشی از کتاب‌سازی و علاقه مولفان برای انتشار آثارشان است؟

بله،‌ اخیرا‌ً چند سال است،‌ نویسندگانی که ناشر تمایلی به انتشار آثارشان ندارد،‌ با هزینه و پول شخصی اقدام به چاپ کتاب می‌کنند که به نظر من مفهوم کتاب‌سازی است و تولید ادبیات نیست، برای ناشر و برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز مهم نیست که کیفیت کتاب چاپ شده به لحاظ محتوایی چگونه است،‌ ناشر به هزینه‌های چاپ می‌اندیشد و برای ارشاد نیز خلاف موازین نبودن محتوا مهم است.

از 396 اثر منتشر شده در حوزه داستان کوتاه‌، 60 اثر به مرحله نهایی رسیده‌اند که  آثار قابل توجه و درخوری هستند،‌ از این میان نیز 5 اثری که به مرحله نهایی رسیده‌اند‌، قابل دفاع،‌ ارزشمند و به یادماندنی هستند‌، من به عنوان داور در حین مطالعه این کتاب‌ها‌، مدام نویسنده را تحسین می‌کردم که چه نکته زیبایی را مطرح کرده چه نگاه هنرمندانه‌ای داشته و برایم بسیار خوشایند بودند.

 *تسنیم: یکی از آسیب‌های سال‌های اخیر ادبیات ما چه در حوزه داستان کوتاه و چه رمان و داستان بلند‌، دور شدن از المان‌های ایرانی و بومی و گرته‌برداری از رمان‌های غربی عنوان شده است،‌ در دوره‌هایی از جایزه جلال‌، هیئت داوران در بیانیه‌های پایانی خود از این موضوع انتقاد نیز کرده‌اند‌، در ایندوره آثار داستان کوتاه چقدر با فضای ایران نزدیک بود،‌ به عبارت دیگر داستان‌‌ها چقدر ایرانی و در اقلیم ایران بود؟

بله کاملا درست است، این آسیبی است که ادبیات امروز ما به آن دچار است،‌ من نویسنده جنوب کشور به جای اینکه از فرهنگ جنوب بنویسم و به غنای ادبیات سرزمینم تنوع فرهنگی دهم، به جای اینکه آداب و رسوم شمال و فرهنگ کردستان و غرب کشور را به عنوان نویسنده غرب کشور بنویسم، برای اینکه کارم دیده شود، فکر می‌کنم اگر به لهجه تهرانی بنویسم و پایتختی به قضیه نگاه کنم، شمارگان کتابم بالا می‌رود، غافل از اینکه فرهنگ هر کشوری به نظر من مادامی زنده می‌ماند، بارور و ‌پایدار می‌شود که به گونه‌های مختلف فرهنگی در آن توجه کنیم، فرهنگ ایرانی مجموعه‌ای از فرهنگ لرستان، کردستان، آذربایجان، خوزستان و… است که موجب می‌شود، ما به تنوع فرهنگی برسیم.

* تسنیم: اگر بخواهید از ضعف موجود در داستان کوتاه و آثاری که در سال 1402 منتشر شده‌اند‌، سخن بگویید به چه مواردی اشاره می‌کنید؟

یکی از موارد که همین دوری از تنوع فرهنگی و اقلیم بود‌، اما مورد دوم سفارش‌نویسی است‌، ناشران دولتی معمولا موضوعاتی را به نویسندگان سفارش می‌دهند‌، محدود کردن موضوعات و سوژه‌ها موجب می‌شود ادبیات ما پله پله پایین‌تر برود، در این میان نویسندگانی هم هستند که روی پای خود می‌ایستند و مستقل و شخصی به دلیل دغدغه‌ای که به ادبیات دارند،‌ می‌نویسند،‌ که طبیعتا چیزی که از درون تراود و سفارشی نباشد،‌ فاخرتر است.

*تسنیم: آقای فراست مضمامین داستان کوتاه در ایران چه اندازه دغدغه‌های اجتماع امروز ایران است؟ آیا نویسندگان ما به دنبال دغدغه‌های جامعه و مسائل و مشکلات ایران امروز هستند یا دغدغه‌های شخصی خود را در داستان‌ها منعکس می‌کنند؟

به نظر من در ادبیات ما مسائل و دغدغه‌های جامعه امروز بازتاب دارد‌، اما انتشار برخی مسائل نیز برای نویسنده تبعاتی دارد،‌ برای نمونه ممکن است ارشاد به محتوا مجوز ندهد‌، من کتابی برای نوجوان امروز در دست انتشار دارم که تابه حال 5 بار برای دریافت مجوز آن به وزارت ارشاد رفته‌ام‌، چرا؟ چون با ادبیات یک جوان کف خیابانی نوشته شده است.

 * تسنیم: در مجموع ارزیابی شما از کیفیت آثار تولید شده در حوزه داستان کوتاه چگونه است؟

به نظر من هم مضامین متنوع و متفاوت بود هم زبان ادبی‌، چند اثری که به مرحله نهایی رسیدند. هم تنوع فرهنگی و قومی داشتند و هم ادبیات قومی در آن‌ها رعایت شده بود،‌ نوآوری‌های تکنیکی داشتند، نثر نثر قابل دفاعی بود، کما اینکه دو کتاب به خصوص کتاب «آن پری‌زاد سبزپوش» را دوبار خواندم و از آن بسیار لذت بردم. آقای صفدری نویسنده این کتاب یک راننده تاکسی است،‌ من به وجود این نویسنده افتخار کردم‌، چرا که توانسته داستانی بنویسد،‌ با زبان قدرتمند و موضوعات متنوع ادبیات بومی را بیان کند.

 * تسنیم: مسعود کوثری دبیرعلمی این دوره جایزه در گفت‌وگوهای پیشین خود جایزه جلال را در حکم سکویی برای پرتاب نویسندگان ایرانی به جوایز بین‌الملی دانسته است‌، در عین حال در نشست خبری این جایزه از رقابت تنگاتنگ بازار ترجمه با بازار تالیف در حوزه ادبیات سخن گفت و افزود که ما بازار را به کتاب‌های ترجمه باخته‌ایم‌، به نظر شما مشکل کجاست؟ چرا نویسندگان ایرانی در جهان دیده نمی‌شوند؟ محدودیت زبانی تنها مشکل ماجراست یا ما در داخل با ضعف‌هایی در بدنه ادبیات مواجه هستیم؟

به نظر من چند علت برای این موضوع وجود دارد،‌اول اینکه وقتی نویسنده‌های قابل توجه و درجه یک ما کتابی چاپ می‌کنند، این کتاب‌ها خوب به جامعه معرفی نمی‌شوند، چون نقد در کشور ما متاسفانه جایگاه و پایگاه قبلی را ندارد،‌ قبلا وقتی کتابی منتشر می‌شد،‌ در رادیو و تلویزیون بررسی و نقد می‌شد،‌ چندین جلسه نقد و بررسی چند ماه پس از انتشار کتاب برایش برگزار می‌شد‌، اما اکنون نقد بسیار اندک شده است، متاسفانه به نویسندگان برچسب زده می‌شود که این نویسنده حکومتی است یا آن نویسنده دگر‌اندیش است پس با ما نیست و اثرش را کنار می‌گذارند.

دلیل بعدی که موجب شده ادبیات ایران از ادبیات خارجی عقب بماند، این است که ما به سنت‌های داستان‌نویسی و اقلیم‌های جغرافیایی که می‌تواند در ادبیات بروز و ظهور پیدا کند،‌ توجه نمی‌کنیم،‌ برای نمونه مطالعه آثار برخی نوینسدگان مژل چوبک به خوبی سنت‌ها و آداب و رسوم بوشهر را نشان می‌دهد‌، اما در ادبیات امروز ما جای این دست آثار خالی است وقتی تنوع فرهنگی در ادبیات مشاهده نشود،‌ به سراغ ادبیات خارجی می‌رویم.

توجه به ادبیات خارجی نیز دو گونه است، برخی به صرف اینکه ادبایت آمریکا را اروپا یا روس است،‌ کتابی را می‌خوانند و برخی دیگر حرفه‌ای تر عمل می‌کنند و برایشان نویسنده و مترجم مهم است، البته وضعیت ترجمه هم تعریفی ندارد،‌ برخی مترجمان بسیار بد ترجمه می‌کنند‌، این کاش وزارت ارشاد برای ترجمه آثار نیز یک ارزیابی داشت. اگر وزارت ارشاد به این درجه از رشد می‌رسید،‌سیاست‌گذاری فرهنگی درستی را در سال‌های بعدی شاهد بودیم.

*تسنیم: آقای فراست هفده دوره از جایزه جلال،‌ بزرگترین و البته گرانترین جایزه ادبی کشور می‌گذرد،‌ اما بسیاری از فعالان فرهنگی معتقدند که جایزه جلال تاثیری در ادبیات ما نداشته است،‌ شما با این گزاره موافقید؟ به

به نظر من منظور این است که آثار برگزیده جایزه جلال و کتاب سال و … بازتاب بیرونی اندکی در بین مخاطبان دارد،‌ یعنی صرف اینکه کتابی را جایزه جلال معرفی کند‌، موجب نمی‌شود‌، آن کتاب پرفروش شود. علت هم این است که هر دو جایزه چه جلال و چه کتاب سال،‌ دولتی است،‌ اما اگر این کتاب‌‌ها از زبان فردی معرفی شود که خودش اهل فرهنگ و اندیشه است،‌ در جامعه محبوبیت و مقبولیت دارد‌،  مشاهده کنید که چه میزان از اثر استقبال می‌شود. 

 * تسنیم: در سال‌های اخیر بسیاری از کارشناسان و اهالی فرهنگ اذعان داشته‌اند که جایزه جلال باید تفکر جلال را نیز اشاعه دهد‌، به نظر شما جایزه جلال تنها نام جلال را یدک می‌کشد یا باید اشاعه دهنده تفکر جلال نیز در ادبیات باشد؟

تا جاییکه من خبر دارم علت نام‌گذاری این جشنواره احترام و پاسداشتی بوده از جلال آل احمد، به خاطر تاثیری که در فرهنگ و ادبیات ما داشته و تا جاییکه من گشتم و جستم و پرسیدم نسبت مستقیمی با تفکر جلال ندارد. کسانی که در این 17 دوره‌؛ جایزه گرفتند نیز آدم های متفاوتی با دیدگاه متفاوتی بوده‌اند.

 *تسنیم: پیشنهادی نیز برای بهتر برگزاری شدن جایزه جلال دارید؟

بله،‌ روی سخنان من با سیاست‌گذاران فرهنگی و اهل فرهنگ است و آن این است که به محتوا توجه داشته باشند نه به نام صاحب محتوا‌، به صرف اینکه نویسنده‌ای با ما همفکر نیست،‌ اثرش کنار نرود،‌ به نویسندگانمان برجسب روشنفکر و دولتی نزنیم.

انتهای پیام/



منبع: خبرگزاری تسنیم

حمایت ارشاد از ترجمه کتاب‌های فارسی به زبان‌های دیگر


به گزارش خبرگزاری مهر، ایوب دهقانکار مشاور علمی، فرهنگی، و مدیریتی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با جمعی از فارسی‌آموزان از کشور ترکیه دیدار کرد.

دهقانکار در ابتدای این دیدار به اهمیت آموزش زبان در کشورهای مختلف اشاره کرده کرد و گفت: مبحث آموزش زبان بسیار عمیق و یکی از بارزترین مصادیق در مقوله دیپلماسی فرهنگی کشورها است. وی با بیان اینکه هر ملتی را می‌خواهید بشناسید، زبان و ادبیات آن کشور را بیاموزید و مطالعه کنید، تاکید کرد: نماینده اصلی هر کشور همان چیزی است که در زبان و ادبیاتش تجلی پیدا کرده است. آشنایی با یک زبان جدید یعنی آشنایی با دنیای جدید و به گفته نوآم چامسکی: «زبان آئینه تجلی افکار است.» یعنی افکار، جهان‌بینی، تفکر و نگاه هر قوم و ملتی در زبان و ادبیاتش متجلی می‌شود.

زبان و ادبیات فاخر فارسی بهترین معرف فرهنگ و باورهای ماست

وی افزود: زبان و ادبیات فاخر فارسی بهترین معرف فرهنگ و باورهای ماست. اگر می‌خواهید فرهنگ ایران را بشناسید و بدانید ایرانی‌ها چه ملتی هستند باید زبان فارسی را بیاموزید وادبیات ما را مطالعه کنید. اشعار مولانا، حافظ، سعدی و سایر بزرگان ما یا اشعار فارسی که بخشی از آنها جهانی شده مانند «بنی آدم اعضای یکدیگرند» که بر سر در سازمان ملل نقش بسته و باعث افتخار ماست، نشان‌دهنده فرهنگ، جهان‌بینی، دین، اعتقاد و مذهب ماست. شما وقتی زبان و ادبیات ایران را می‌خوانید، همزمان با همه اینها آشنا می‌شوید.

مشاور علمی، فرهنگی و مدیریتی معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در ادامه گفت: انتظار داریم فارسی‌آموزانی که زبان و ادبیات فارسی می‌خوانند، سفیران فرهنگی ما باشند. مشکلی که امروزه وجود دارد ایران‌هراسی است. متأسفانه فضاسازی رسانه‌های خارجی به گونه‌ای است که مردم دنیا را از ایران، اسلام، و ایرانی‌ها می‌ترسانند، درحالیکه شما که زبان و ادبیات فارسی می‌خوانید قطعاً متوجه شده‌اید که یکی از صلح‌طلب‌ترین و نوع‌دوست‌ترین کشورها در جهان، ایران است و ایرانیان برای مردمان سایر کشورها آرزوی خیر و سلامتی دارند.

زبان فارسی از مهم‌ترین میراث‌های فرهنگی ایران و جهان

دهقانکار گفت: زبان فارسی از مهم‌ترین میراث‌های فرهنگی ایران و جهان است که باید حفظ شود. در ایران نهادهای مختلفی داریم که به این حوزه مرتبط هستند ازجمله آنها بنیاد سعدی است که پل ارتباطی بین ما و فارسی‌آموزان خارج از کشور است و یکی از وظایف ما هم به‌عنوان معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حمایت از فعالیت‌های حوزه زبان فارسی است مانند طرح حمایت از انتشار ترجمه کتاب‌های فارسی به زبان‌های دیگر.

وی افزود: با اشاره به اقداماتی که سفیران زبان‌آموز می‌توانند انجام دهند، گفت: شما می‌توانید کتاب‌های ایرانی را ترجمه کنید و ما تمام یا بخشی از هزینه انتشار آن در کشور خودتان را پرداخت می‌کنیم. برای انتخاب کتاب هم راه‌های مختلفی وجود دارد مانند مطالعه نامزدها و برگزیدگان جوایز ادبی ایران ازجمله جایزه جلال آل احمد که بزرگ‌ترین جایزه ادبی ایران است و شما می‌توانید از بین نامزدها و برگزیدگان این جایزه کتاب مورد نظرتان را برای ترجمه انتخاب کنید.

مشاور علمی، فرهنگی و مدیریتی معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پایان، از فارسی‌آموزان دعوت کرد به نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران بیایند تا با ادبیات و تازه‌های نشر ایران بیشتر آشنا شوند و یادآور شد: ما هرساله در نمایشگاه کتاب ترکیه و فلوشیپ استانبول شرکت می‌کنیم؛ زیرا این کار سبب تداوم ارتباطات فرهنگی در حوزه کتاب و نشر بین دو کشور می‌شود.



منیع: خبرگزاری مهر

نگاهی به نامزدهای نهایی بخش مستندنگاری جایزه جلال


به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم‌، نوشتن ناداستان، روایت و جُستار که بر پایه مستندات است، طی سال‌های اخیر بیش از گذشته مورد توجه نویسندگان قرار گرفته است، این سبک نوشتار که در سال‌های گذشته بیشتر به حوادث دفاع مقدس می‌پرداخت، حالا شاخه‌های متنوع‌تری پیدا کرده است.

شاخه مستندنگاری به باور کارشناسان در سال‌های اخیر از رشد کمی و کیفی برخوردار بوده است،‌ با وجود اینکه رشد کیفی در آثار این حوزه حائز اهمیت است،‌ کارشناسان و البته داوران دوره‌های مختلف جوایز ادبی در این بخش آسیب‌هایی را نیز شناسایی کرده‌اند‌، از جمله اینکه ورود  برخی نویسندگان نو قلم از سر دغدغه شخصی در عین اینکه ارزشمند است،‌ اما فقر تخصصص، دانش و آگاهی کافی درباره اصول مستندنگاری را نیز نشان می‌دهد.

آشنا نبودن نویسندگان این عرصه با روش‌های پژوهش اجتماعی،‌ ضعف در ساختارهای ادبی، فقر نظریات پژوهشی و … از جمله نواقصی است که برای آثار حوزه مستند برشمرده می‌شود.

جایزه ادبی جلال آل احمد که در هفدهمین دوره خود،‌ 749اثر در حوزه مستند‌نگاری را مورد ارزیابی قرار داده است، فردا با معرفی برگزیدگان به کار خود پایان می‌دهد،‌ بخش مستند‌نگاری از جمله بخش‌های این جایزه است که هر سال برگزیده‌ای را معرفی کرده است،‌ در این گزارش به معرفی آثار راه‌یافته به مرحله نهایی این جایزه پرداخته‌ایم.

جایزه جلال ,

 در بخش مستندنگاری این دوره جایزه جلال‌، 7 اثر به مرحله نهایی رسیده اند که عبارتند از

آن شب در دوحه: سفرنامه تحلیلی از حضور تیم ملی در جام جهانی قطر» نوشته محمدحسن یادگاری از انتشارات سوره مهر:

«آن شب در دوحه» سفرنامه تحلیلی از حضور تیم ملی در جام جهانی قطر است که توسط محمدحسن یادگاری پژوهشگر فوتبال به رشته تحریر درآمده است. یادگاری از فوتبال دوستان حرفه‌ای و جز افرادی است که برای تماشای مسابقات جام جهانی 2022 به قطر سفر کرده است. او در طی این سفر مشاهدات و تحلیل‌های عینی خود را در قالب سفرنامه به نگارش درآورده که در انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است.

جایزه جلال ,

«آن شب در دوحه» با مقدمه زندگی به روایت فوتبال و در پنج فصل شامل «بازی آغاز شده»، «به جام جهانی قطر خوش آمدید»، «همه پسران ملکه علیه ما»، «سیمرغ علیه اژدها»، «دیوانه‌سازها علیه ترسو» و «قطر، آن‌جا و بازگشت دوباره»، تجربه‌ای از جامعه و فوتبال ملی ایران را در جام‌جهانی قطر به نمایش می‌گذارد. کتاب روایتی است جامعه‌شناسانه با رویکرد مطالعات فرهنگی که به شناخت پدیده اجتماعی فوتبال در ارتباط با دو مفهوم قدرت و مقاومت در زندگی روزمره جامعه ایران می‌پردازد.

به گفته یادگاری این کتاب صرفا یک سفرنامه نیست بلکه روایتی تحلیلی از مشاهدات و حواشی یک سفر است که می تواند مخاطبانی از طیف نوجوان تا بزرگسال را دربرگیرد. پاورقی‌های کتاب به صورت دقیق توصیفگر اصطلاحات و توضیحات بیشتر نویسنده از متن است. نگارنده این سفرنامه، بر اساس «آن شب در دوحه» مستندی با نام «محرمانه دوحه» نیز ساخته که چندی پیش به نمایش درآمده است.

«ابهام طبس»: رمزگشایی از جعبه سیاه تهاجم نظامی آمریکا» نوشته شاداب عسگری از انتشارات ایران

«ابهام طبس» کتابی‌ است در حوزه گفتمان انقلاب و تاریخ‌نگاری‌ تحلیلی که به عملیات طبس و شکست آمریکایی‌ها در خاک ایران می‌پردازد. طی چند دهۀ گذشته مطالب بسیاری در مورد چگونگی انجام یا شکست این عملیات مطرح، مصاحبه‌های متعددی انجام و تحلیل‌های بسیاری ارائه شده که به‌گفته نویسنده «ابهام طبس» بیشترشان، فقط بر یک یا چند وجه محدودِ مرتبط با این ماجرا متمرکز بوده و این موضوع هرگز به صورتی کلان و جامع‌نگر مورد بررسی قرار نگرفته است. نویسنده کتاب در صفحات آغازین، پرسشی مطرح می‌کند و می‌نویسد: «آیا بعد از گذشت بیش از چهل سال از وقوع این عملیات نظامی، زمان آن فرا نرسیده تا ناگفته‌های باقی‌ماندۀ این عملیات بیان شود و ابهامات طرح شده رفع شوند؟» و پاسخ به همین پرسش است که منتج به تهیه و تدوین کتابی می‌شود که ضمن بررسی سویه‌ها و دلایل پیش از این عملیات و گریزی به سال‌های منتهی به انقلاب، اسناد حمله نظامی آمریکا به ایران را روایت و واکاوی می‌کند.

جایزه جلال ,

اسنادی دست اول که می‌‌تواند چشم‌اندازی ویژه و منحصر‌به‌فرد از تاریخ انقلاب ایران ارائه دهد.

«از سرگذشت؛ یادداشت‌های دوره دکتری» نوشته علیرضا رعیت حسن آبادی از نشر خاموش

این کتاب مجموعه‌ای از یادداشت‌های نویسنده به عنوان یکی از دانشجویان دکتری دانشگاهیان ایران است؛ کسی که در فاصلۀ مهر 1391 تا آذر 1395 دورۀ روزانۀ دکتری خود را در دانشگاه فردوسی مشهد و در رشتۀ زبان و ادبیات فارسی گذرانده است؛ دوره‌ای که ابتدای آن تحت تأثیر سیاست‌های دولت احمدی‌نژاد بود و نشانه‌های این سیاست‌ها و نمونه‌هایی از آن در خاطرات این کتاب مشاهده می‌شود و با تغییر دولت در سال 1392 ادامۀ آن با حوادث متعددی همراه بوده است.

نویسنده در نوشتن خاطرات ملاحظه هیچ چیزی را نکرده است و در گفتن حقیقت و واقعیت کاملاً صادق و بی‌محابا بوده و اهل خودسانسوری و چاپلوسی هم نبوده است. مطالب هر روز در انتهای روز ثبت شده‌اند و گاه نیز مطالب یادداشت شده و درنهایت دو ـ سه روز بعد در اینجا آورده شده‌اند.

«خاک کارخانه؛ پارچه‌های ناتمام چیت‌سازی بهشهر و سرگذشت آخرین کارگران» نوشته شیوا خادمی از نشر اطراف:

خاک کارخانه کتابی است از جنس مستندنگاری و تاریخ شفاهی. شیوا خادمی، عکاس و نویسنده‌ این کتاب، با حال‌و‌هوایی عاطفی و در جست‌وجوی ریشه‌‌هایش، عکاسی و گفت‌وگو با همکاران سالخورده‌ مادربزرگش ــ عزیزجون که در دهه‌ 1320 کارگر کارخانه‌ چیت‌سازی بهشهر بوده را آغاز می‌کند. اما خیلی زود می‌فهمد این گفت‌و‌گوهای به‌ظاهر ساده چیزی بیشتر از خاطره‌گویی مردمانی است که هنوز سرسختانه به محیط کار قدیمی‌شان عشق می‌ورزند. به‌مرور، از دل این خاطرات کاری، کلیت و فضایی شکل می‌گیرد و مضمون‌هایی سر بر می‌آورند که نه تنها در تحلیل و ارزیابی تاریخ و مسیر کسب‌وکار در ایران به کار می‌آیند، بلکه تصویری از پیوند تنگاتنگِ فضای کار، هویت شهر و مناسبات اجتماعی مردم شهر پیشِ چشم‌مان می‌گذارند.

جایزه جلال ,

 خاک کارخانه قصه‌ یک صنعت است و روایت دنیای کار، اما از زبان روایت‌گرانی که همیشه در حاشیه‌ بوده‌اند و قصه‌هایشان در ثبت سرگذشت کسب‌و‌کارها در ایران کمتر به حساب آمده است. نگاهی است از درون و از منظر منابع انسانی خُرد و خاموش و نه از سمت رده‌‌های رسمی و بالا. ثبت تجربه‌های ناشنیده‌ترین حلقه‌های زنجیره‌ کار در ایران. روایت کارگران بومی یا مهاجری که روزگاری زندگی‌شان با صدای سوت کارخانه‌ی چیت‌سازی بهشهر تنظیم می‌شده است. آشپز و معلم اکابر و زنان بافنده و ریسنده‌ای که قوت زانوها و دست‌هاشان را در تار و پود پارچه‌ها تنیده‌اند و مردانی که شبانه‌روز دستگاه‌ها را سرپا نگه داشته‌اند؛ مردمانی که در تاریخ کار ایران کمتر دیده می‌شوند.    

«غلامرضا غلامرضا را کشت: روایتی از بودن و نبودن غلامرضا تختی» نوشته مهدی میرمحمدی از نشر چشمه

کتاب غلامرضا، غلامرضا را کشت نوشته مهدی میرمحمدی در نشر چشمه به چاپ رسیده است. این کتاب دربارهٔ غلامرضا تختی و روایتی از بودن و نبودن اوست. زندگی و مرگ غلامرضا تختی همیشه در سایه‌ای از ابهام بوده است. دلایل مرگ او را برخی خودکشی و برخی قتل دانسته‌اند و کسی نتوانسته هیچ کدام از این دلایل را کاملاً رد یا اثبات کند. مهدی میرمحمدی برای نزدیک‌شدن به پاسخ برخی از این پرسش‌ها دست به نگارش کتاب غلامرضا، غلامرضا را کشت زده است.جایزه جلال ,

میرمحمدی روزنامه‌نگار، نمایشنامه‌نویس و منتقد ایرانی است که در این کتاب به بررسی زندگی غلامرضا تختی و علت مرگ او پرداخته است. غلامرضا تختی نه‌تنها برای دستاوردهای ورزشی بلکه به خاطر شخصیت اخلاقی و احترامی که برای مخالفان خود قائل بود، بسیار محبوب است. او نمادی از فروتنی، شجاعت و انسان‌دوستی در میان مردم ایران است و یکی از اسطوره‌های ورزش کشتی و شخصیت محبوب ملی به‌شمار می‌رود.

مرگ تختی همواره موضوع بحث‌ها و گمانه‌زنی‌های فراوانی بوده است. برخی از نظریات حکایت از خودکشی او دارند، در حالی که دیگران بر این باورند که مرگ او نتیجه دخالت‌های سیاسی بوده است. مهدی میرمحمدی، با استفاده از پژوهش‌های تاریخی و شواهد موجود، به بررسی زندگی شخصی و حرفه‌ای تختی می‌پردازد و سعی می‌کند پرده از ابهامات مربوط به مرگ او بردارد. او تلاش کرده است در کتاب «غلامرضا، غلامرضا را کشت» همه چیز مستند و کامل باشد و عکس و اطلاعاتی از چشمش دور نمانده باشد.

به علت نگاه انتقادی و تحلیلی نویسنده به تاریخ معاصر ایران، کتاب غلامرضا، غلامرضا را کشت از نقطه‌نظر ادبی و فرهنگی نیز قابل توجه است. میرمحمدی با نگارش این کتاب، علاوه‌بر روایت زندگی یک قهرمان ملی، به نقش فرهنگ، سیاست و اجتماع بر زندگی افراد یک جامعه می‌پردازد.

«ماه تمام؛ سرگذشت‌نامه معلم بسیجی شهید محمد ابراهیم همت» نوشته گلعلی بابایی از انتشارات بیست و هفت بعثت:

«ماه تمام» یک اثر مستندِ توصیفی ـ روایی است که بازه‌ای بیست و هشت ساله، یعنی از بدو تولد تا شهادت و حتی بعد از شهادت شهید همت را در بر می‌گیرد.

بابایی در این کتاب از 40 عنوان کتاب و نشریات، از صدها ساعت کاست‌های دیداری و شنیداری اعم از مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها، وقایع‌نگاری لحظه به لحظه توسط راویان لشکر 27 موسوم به «با فرماندهی» و جلسات توجیهی شهید همت با کادرهای لشکر طی دوران بیست ماهه فرماندهی او بهره برده است،‌ هم‌چنین مصاحبه‌ با اقوام، دوستان و همرزمان شهید همت‌، یادداشت‌ها و مدارک شخصی شهید از جمله دیگر منابع مورد استفاده بابایی بوده است.جایزه جلال ,

بابایی در این کتاب تلاش کرده تا از همت قهرمان نسازد،‌ در عین حال تلاش کرده تا وجه واقعی شخصیت شهید همت و تمامی آن خصلت‌های انسانی برخاسته از روحیات شهید همت را برای مخاطب به تصویر بکشد. او سه وجه «انسانیتِ در اوج»، «اقتدار کم‌نظیر» و «مظلومیت بی‌مانند» شخصیت شهید همت را پیش چشم مخاطب ترسیم کرده است،‌ به باور بابایی، اقتدار این بزرگوار در کنار مظلومیت‌های فراوانی است که در طول دوران فرماندهی‌اش بر لشکر متحمل آن‌ها شد، همتی را که ما در نبردهای فتح‌المبین و الی بیت‌المقدس در کنار حاج احمد متوسلیان می‌بینیم، با همت تنها و غریبی که در عملیات رمضان خونِ دل می‌خورد، خیلی تفاوت دارد. چه اینکه همتِ فرمانده سپاه 11 قدر در نبردهای عاشورایی والفجر مقدماتی و والفجر-1 با همتی که در برهه اواخر بهار تا پایان آذر 1362 و در بحبوحه درگیری‌هایش با عناصر اطلاعات ـ عملیات و تیپ ابوذر لشکرش می‌بینیم، بسیار تفاوت دارد.

«میاندار: خاطرات شفاهی حسن عبدالله‌زاده، فرمانده تیپ یگان مخصوص نیروی قدس و فرمانده عملیات قرارگاه شرق سوریه» نوشته مسعود امیرخانی از انتشارات خط مقدم

کتاب «میاندار» شامل خاطرات شفاهی شهید حسن عبدالله‌زاده، فرمانده تیپ یگان مخصوص نیروی قدس و فرمانده عملیات قرارگاه شرق سوریه است. شهید حسن عبدالله‌زاده با نام جهادی حمزه، فرزند سردار احمد عبدالله‌زاده؛ سال 1365 به دنیا آمد و در آخرین اعزام به سوریه در 13 خرداد 1400 به شهادت رسید. از او سه فرزند به یادگار مانده است.جایزه جلال ,

 خاطرات جذابِ راوی (شهید) و همچنین قلم روانِ نویسنده، کتاب میاندار را به کتابی خوشخوان و جذاب تبدیل کرده است. میاندار از خاطرات کودکی شهید حسن عبدالله زاده شروع می‌شود و به شهادت او در سوریه می‌رسد. خواننده‌ی میاندار می‌تواند شخصیت شهید را به خوبی بشناسد، با زندگی‌اش همراه شود و با او همذات‌پنداری کند و همچنین اطلاعاتی از جنگ در سوریه به دست بیاورد. علاوه بر خاطرات دقیقی که از زندگی شهید در کتاب وجود دارد و روایتِ روانِ کتاب؛ خواندن میاندار؛ می‌تواند لحظات شیرینی را برای خواننده‌اش فراهم کند؛ لحظاتی که او کتاب را ورق می‌زند و از خواندن خاطراتی شیرین و آشنایی با شخصیتی متفاوت و جذاب حظ ببرد و لبخندی بر لبش بنشیند. کتاب با لحن و ادبیات شهید که به قول خودش به زبان داش‌مشتی تهرانی حرف می‌زند؛ و بدور از خودسانسوری یا شعار روایت شده است؛ این ویژگی‌ها و همچنین شوخ‌طبعی و شیطنت‌ها یا به قول خود شهید شرارت‌های او، در کنار اخلاص و شجاعت و عشق به امام حسین (ع)؛ شخصیت حسن عبدالله‌زاده را دوست‌داشتنی و کتاب «میاندار» را خواندنی کرده است.

انتهای پیام/



منبع: خبرگزاری تسنیم

کتاب با وجود پیشرفت فناوری هنوز جایگاه خود را دارد؛ تقدیر از گلعلی بابایی


به گزارش خبرنگار مهر، مراسم اختتامیه و معرفی نامزدهای هفدهمین دوره جایزه جلال‌آل احمد بعد از ظهر امروز چهارشنبه ۳ بهمن در تالار قلم کتابخانه ملی آغاز شد.

سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، محسن جوادی سرپرسر معاونت امور فرهنگی وزارت ارشاد، آزاده نظر بلند دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، غلامرضا امیرخانی رئیس کتابخونه ملی، ابراهیم حیدری مدیرعامل موسسه خانه کتاب و ادبیات ایران، و مسعود کوثری دبیر علمی هفدهمین جایزه جلال‌آل احمد در این‌مراسم حضور دارند.

در ابتدای این مراسم با پخش ویدیویی یاد درگذشتگان حوزه کتاب و ادبیات گرامی داشته شد و مسعود کوثری بیانیه شورای علمی این‌دوره از جایزه جلال را قرائت کرد.

محسن جوادی سرپرست معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد نیز در این‌مراسم از افرادی که در این دوره جایزه جلال شرکت کردند تشکر کرد و گفت: ادبیات و حوزه فرهنگ خاستگاه اخلاقی و یکی از ارزش‌های انسانی ماست. بنابراین ادبیات می‌تواند ضامن ارزش‌های انسانی و رمز ماندگاری فرهنگ ما باشد.

کتاب با وجود پیشرفت فناوری هنوز جایگاه خود را دارد

غلامرضا امیرخانی رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی هم در بخش بعدی این‌مراسم گفت: کتابخانه‌های ملی وظیفه حفظ میراث مکتوب کشور را دارند و کتابخانه ملی ایران نیز با سابقه ۸۷ ساله این وظیفه را برعهده دارد. در کتابخانه ملی بخش مهمی از اثار مربوط به ژانر ادبیات با دسته بندی های مرسومی است. اگر سری به قفسه کتابخانه ها بزنید بیشترین مراجعین را نسبت به این آثار چه در قالب شعر، داستان و رمان می‌بینید.

وی افزود: فضای جدید برگرفته از فناوری‌های به روز هرچند تاثیراتی نگران‌کننده نسبت به حذف کتاب داشته است؛ اما پرفروش‌ترین آثار ادبیات همچنان در حوزه کتاب می‌فروشند. از این‌گفته می‌توان این‌طور استنباط کرد که هنوز با وجود این‌همه فناوری، کتاب در حوزه ادبیات جایگاه خود را دارد. ادبیات بیان ساده واقعیت نیست و شایستگی لازم را که زندگی روزمره نیاز دارد غنی‌سازی می‌کند.

در ادامه این مراسم از فعالیت‌های گلعلی بابایی نویسنده پیشکسوت حوزه مستندنگاری به پاس یک عمر فعالیت در این حوزه با حضور صالحی و جوادی، حیدری، امیرخانی تقدیر و تجلیل شد.



منیع: خبرگزاری مهر

تجلیل از «گلعلی بابایی» در هفدهمین دوره جایزه جلال


به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم،‌ هفدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد فردا برگزیدگان خود را در بخش‌های داستان بلند و رمان‌، داستان کوتاه،‌ نقد ادبی و مستند‌نگاری معرفی می‌کند؛ هم‌چنین بنا به گفته مسعود کوثری دبیرعلمی این دوره جایزه برگزیده بخش ویژه این دوره نیز از حوزه ویراستاری خواهد بود.

اما هفدهمین دوره جایزه جلال یک تفاوت دیگر با دوره‌های پیشین نیز دارد و آن تجلیل از تلاش‌های سردار «گلعلی بابایی» نویسنده پرکار حوزه دفاع مقدس و مستند‌نگاری سال‌های اخیر ادبیات ایران است.

قرار است در این مراسم مستند «از دیار حبیب» که شرحی است از فعالیت‌های این نویسنده توانمند و خوش‌ذوق حوزه تاریخ شفاهی و مستند‌نگاری نیز به نمایش گذاشته شود.

گلعلی بابایی، متولد سال 1339در روستای برار از توابع شهرستان چالوس و از جمله رزمندگان دفاع مقدس است که پس از پایان جنگ، رسالت خود را به عنوان نویسنده و با ثبت و ضبط خاطرات و تجلی بخشیدن به صحنه‌های حماسی دفاع مقدس دنبال کرده است. از وی کتاب های بسیاری از جمله: «ضربت متقابل»، «همپای صاعقه»، «ققنوس فاتح»، «کالک های خاکی»، «نقطه رهایی»، «غوغای غبار»، «غربت هور»، «از الوند تا قراویز» و «حکایت مردان مرد» منتشر شده است.

در میان همه راویان سال‌های دفاع مقدس که در چند دهه اخیر خوش درخشیدند و تلاش کردند تا شمه‌ای از این گنج عظیم را به مردم این سرزمین معرفی کنند،‌ نام برخی برجسته‌تر است،‌  گلعلی بابایی از جمله راویان برجسته دفاع مقدس است. به تعبیر بسیاری کمتر کسی مانند بابایی وجود دارد که هم محقق خوبی باشد و هم نویسنده‌ای خوش‌قلم.

بابایی در سال‌های اخیر با فعالیت در حوزه تالیف و انتشار مجموعه «بیست‌ و هفت در بیست‌ و هفت»کارنامه عملیاتی لشکر 27 بعثت سپاه محمد رسول‌الله تهران‌، تلاش داشته تا به ساخت فرماندهانش در دفاع مقدس ادای دین داشته و در راستای شناساندن چهره واقعی این فرماندهان به مخاطبان امروز تلاش کند.

بابایی علاقه قابل توجهی به فرماندهانش در دوران دفاع مقدس علی‌الخصوص فرمانده شهیدش شهید محمدابراهیم همت دارد،‌ او در سال‌های ابتدایی دهه 90 با کتاب «ماه همراه بچه‌هاست» تلاش کرد تا در این ادای دین گامی بردارد. که این تلاش او با استقبال مخاطبان نیز مواجه شد و «ماه همراه بچه‌هاست» یکی از آثار موفق این حوزه شناخته شد.

بابایی 12 سال پس از انتشار «ماه همراه بچه‌هاست» با کتاب تازه‌ای درباره شهید همت به بازار کتاب آمده است،‌ «ماه تمام» را نیز درباره این شهید منتشر کرد،‌ کتابی که حالا در هفدهمین دوره جایزه جلال نامزد بخش مستند‌نگاری نیز شده است،‌ باید دید بابایی جایزه این بخش را نیز با خود به خانه خواهد برد؟

انتهای پیام/



منبع: خبرگزاری تسنیم

اجتماع نوجوانان کتابخوان تهران در باغ کتاب


به گزارش خبرگزاری مهر، اجتماع نوجوانان کتابخوان روز پنجشنبه ۴ بهمن با حضور اعضای منتخب دورهمی بچه‌کتابخون‌ها و کتابداران تسهیلگر برگزار می‌شود و «بچه‌کتابخون‌ها» و «اعضای دورهمی کتابخوانی» با دو رویداد «حدس کتاب» و «حک کتاب» به رقابت می‌پردازند.

حدسِ کتاب یکی از برنامه‌های اجتماعات بچه‌کتابخون‌ها بود که نوجوانان در رقابتی همگانی و در زمانی محدود باید یک متن را برای معرفی کتاب به نگارش در می‌آوردند، اما در تولد یک سالگی اجتماع بچه‌کتابخون‌ها یکی از نوجوانان تجربه خود از این مسابقه را روایت کرد.

دورهمی بچه‌کتابخون‌ها از سال گذشته در ۶۲ کتابخانه برگزار شده و در هفته جاری چهلمین نشست این دورهمی با موضوع «خون کداممان رنگین‌تر است» اجرا شد.

این‌برنامه، اولین نشست در آغاز سال دوم اجتماع بچه کتابخون‌هاست که توسط مدیریت امور کتابخانه‌های سازمان فرهنگی هنری، باغ کتاب و فرهنگسرای اندیشه پنجشنبه ۴ بهمن از ساعت ۱۰ تا ۱۲ در باغ کتاب تهران برگزار می‌شود.



منیع: خبرگزاری مهر

ترجمه «رومئو و ژولیت» به چاپ دوم رسید


به گزارش خبرگزاری مهر، نمایشنامه «رومئو و ژولیت» از مجموعه آثار ویلیام شکسپیر با ترجمه علاءالدین پازارگادی به‌تازگی توسط انتشارات سروش منتشر به چاپ دوم رسیده است.

«رومئو و ژولیت» نمایشنامه‌ای تراژیک و از اولین‌کارهای ویلیام شکسپیر است و دقیقاً مشخص نیست شکسپیر این نمایشنامه را در چه سالی نوشته اما براساس یکی از فرضیات موجود، وی نگارش پیش‌نویس این نمایشنامه را در سال ۱۵۹۱ آغاز و در سال ۱۵۹۵ تکمیل کرده است.

رومئو و ژولیت داستان غم‌انگیز دو دلداده از دو خاندان است که سال‌ها با یکدیگر سر دشمنی داشته‌اند و به کشتار یکدیگر پرداخته‌اند، اما این دو مخفیانه پیوند زناشویی می‌بندند.

علاء‌الدین بازارگادی (۱۲۹۲ – ۱۳۸۳) مترجم این نمایشنامه دارای مدرک کارشناسی در رشته تاریخ، کارشناسی‌ارشد در رشته تعلیم و تربیت و دکتری در رشته علوم سیاسی و اقتصادی از دانشگاه اکسفورد انگلستان است. او را بنیان‌گذار رشته «زبان و ادبیات انگلیسی» در ایران می‌دانند. پازارگادی در برگردان زبان و کلام رازآلود شکسپیر -که سرشار از رمز و نماد است- به فارسی، تلاش و تحقیق بسیار داشته است.

چاپ دوم این کتاب با ۸۶ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۱۲۰ هزار تومان عرضه شده است.



منیع: خبرگزاری مهر

مادری کردن به سبک «عایده»


به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، دیدار اخیر جمعی از بانوان کشور با رهبر انقلاب در میلاد حضرت زهرا(س) یک میهمان متفاوت داشت. میهمانی از ضاحیه لبنان، منطقه‌ای که با وجود بمباران‌های پیاپی رژیم صهیونیستی، زانو نزد. سرزمین سروهای استوار و خاکی که به خون شهدا و شهید سیدحسن نصرالله متبرک است.

بانو عایده سرور، مادر شهیدان علی عباس و محمدعلی عباس، متولد 1971 است. داستان زندگی او نمونه‌ای است از زندگی مادران لبنانی که بی‌واهمه از های و هوی صهیونیست‌ها، در مکتب مقاومت فرزندان خود را پرورش می‌دهند. ام‌وهب‌هایی که اسرائیل را به زانو درآورده و جهانیان را محو تماشای صبر و استقامت خود کرده‌اند. داستان زندگی او اخیراً در کتابی با عنوان «عایده» به قلم محبوبه سادات رضوی‌نیا نوشته و از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است. اگرچه چند دهه از تشکیل جبهه مقاومت می‌گذرد، اما این کتاب جزو معدود آثاری است که به معرفی شهدای جبهه مقاومت در لبنان و در نگاهی کلی به معرفی یک سبک زندگی می‌پردازد. این اثر روایت زندگی شهید 17 ساله لبنانی، شهید «علی عباس اسماعیل» و مادر اوست. 

تولد «عایده» در بازار کتاب ایران، تولد مبارکی است تا مخاطب فارسی‌زبان فراتر از اخبار خشک این روزها، لبنان را به نظاره بنشیند و از زوایای مختلف به کشور سروهای ایستاده بنگرد.

انتخاب‌های سخت «عایده»

محور اصلی کتاب، روایت عایده است؛ روایت انتخاب‌های این زن بر سر دو راهی‌های مهم زندگی. عایده زنی مستقل است، این را می‌توان از استقلال فکر و انتخاب او برخلاف اعتقادات خانواده‌اش فهمید؛ آنجا که قدم گذاشتن در راه مقاومت و همراهی با حزب‌الله را علی‌رغم اما و اگرهای قوم و خویش، انتخاب می‌کند. او در مصاحبه‌ای در این‌باره گفته است: هنگامی که همسرم به خواستگاری من آمد، اولین چیزی که به او گفتم این بود که نمی‌خواهم با یک شخص عادی ازدواج کنم، بلکه می‌خواهم با یکی از جوانان مقاومت اسلامی ازدواج کنم. می‌خواستم فرزندانم مقاوم و یار و یاور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باشند.

کتاب , ادبیات مقاومت ,

خواستگاران زیادی قبل از همسرم آمدند که آن‌ها را رد می‌کردم. خانواده‌ام می‌گفتند چرا؟ چون در مقاومت نیست؟ پدرم می‌پرسید که تو یک مجاهد می‌خواهی؟ می‌گفتم بله. مادرم هم می‌گفت که نه! مجاهد شهید می‌شود و تو هنوز کم‌سن‌وسال هستی. من می‌گفتم اگر مجاهد نباشد من او را اصلا نمی‌خواهم. لذا از ابتدا به همسرم گفتم که من تو را می‌پذیرم چون مجاهد هستی.

آخرین وداع

عایده پای انتخاب‌های خود می‌ایستد و برای آن هزینه می‌دهد. این را هم می‌توان از لحظات پایانی حیات دنیوی فرزندش «علی» فهمید، آنجا که پس از دعای مادر در حرم امام رضا(ع) در حالی که در محاصره داعش بود، به شهادت رسید و عایده استوار، خبر شهادت فرزندش را به همسرش داد: می‌گفت مادر من تشنه‌ام. به او می‌گفتم که من به وضعیت تو غبطه می‌خورم. گفت غبطه می‌خوری که تشنه‌ام؟ گفتم غبطه می‌خورم که اگر در این وضعیت و در این هوای گرم تشنه به شهادت رسیدی، تو و علی اکبر فرزند امام حسینعلیه‌السلام شبیه هم خواهید بود و امام حسین(ع) را مواسات خواهی کرد. خوشا به‌حال تو پسرم علی.

رضوی‌نیا برای ثبت خاطرات عایده زمان زیادی را صرف کرد؛ بخشی از مصاحبه‌های کتاب در مشهد و بخش دیگر در لبنان گرفته شد. در نهایت کتاب، معرف شخصیت زنی است که می‌توان آن را نماینده‌ای از زنان جنوب لبنان و ای بسا، زنان مناطقی دانست که برای استقلال خود، مقاومت کردند. 

کتاب , ادبیات مقاومت ,

  رضوی‌نیا در گفت‌وگو با تسنیم، درباره وجوه متمایز شخصیت عایده گفت: شخصیت عایده از چند وجه قابل تأمل است؛ نخست آنکه او از کودکی یک دختر شجاع، مقاوم و جسور بود و این جسارت را می‌توان در انتخاب‌های مختلف زندگی عایده مشاهده کرد. مسیر زندگی عایده پر از گزینش‌های بزرگ است و او در تمام این مراحل، این صفات را به خوبی نشان می‌دهد.

او ادامه داد: نکته دیگر، الگو گرفتن از کسانی است که به عنوان رهبر یا پیشوای دینی مطرح بوده‌اند. خیلی خوب می‌شود از کودکی عایده این تأثیرپذیری را از آدم‌هایی که خود شخصیت مقاوم و شجاعی داشتند، مشاهده کرد. از جمله این شخصیت‌ها، امام خمینی(ره) و امام موسی صدر هستند که بر زندگی عایده و باورهای او تأثیرگذار بوده‌اند. او برای اینکه در زندگی چگونه انتخاب کند و چطور راهی را که انتخاب کرده، بپیماید تا به مقصد برسد، از این بزرگان الگو گرفته است.

«عایده» یک متن نیست، یک مسیر است

به گفته رضوی‌نیا؛ البته مطالب مطلب مهم دیگری هم بود که برایم جذابیت داشتند و می‌خواستم مخاطب با آنها رو به رو شود، به همین دلیل «عایده» کتابی نیست که صرفاً درباره یک مادر شهید نوشته شده باشد. عایده همچنین می‌خواهد اطلاعاتی درباره روز و روزگار لبنان به ما ارائه بدهد؛ از جغرافیا، فرهنگ و آداب و رسوم و دین و مذهبش گرفته تا جنگ‌هایی که لبنان در سال‌های مختلف با آن مواجه بوده است؛ از جنگ‌های داخلی، جنگ با اسرائیل و داعش و … .

رضوی‌نیا «عایده» را معرف یک سبک خاص و پرچالشی از زندگی معرفی و اضافه کرد: کتاب ضمناً به این موضوع می‌پردازد که چرا حزب‌الله شکل گرفت و چطور رشد کرد؟ از جمله شهدای آن چه کسانی هستند؟ جز اینها کتاب عایده تنها بازگو کننده یک روایت نیست، سبک خاص و پرچالشی از زندگی را هم نشان می‌دهد، سبک زندگی مادری که قهرمان است و قهرمان تربیت می‌کند و شهیدپرور است. اصلاً شاید بهتر باشد که بگویم «عایده» یک متن نیست، یک مسیر است؛ مسیر انتخاب‌های انسان صالح آخرالزمانی و تلاش و دغدغه‌اش برای رسیدن به عاقبتی سراسر خیر و برکت و نور. همان انسان منتظر و محبوب خدا.

قصه آشنایی عایده با امام موسی صدر 

لبنان همیشه برای ما ایرانی‌ها با چند مسئله پیوند خورده است. نمی‌شود از لبنان سخن بگوییم و امام موسی صدر در ذهن تک‌تک ما مجسم نشود. تأثیری که او بر زندگی شیعیان این کشور و دیگر اقشار لبنان داشت؛ آن هم در بحبوحه جنگ‌های داخلی و وضعیت اسفبار این کشور. عایده نیز از جمله کسانی است که در پرتو شخصت امام موسی صدر زندگی را جست‌وجو می‌کند و مسیر خود را می‌یابد:کتاب با قصه آشنایی عایده با امام موسی صدر آغاز می‌شود. دایی عایده قصه زندگی امام موسی صدر را برای او تعریف می‌کند و از این می‌گوید که چرا شخصیت امام موسی صدر در قلب و فکر همه دوست داشتنی و محترم است و برای او مراسم سالگرد برگزار می‌کنند. این آشنایی بارقه‌ای می شود در زندگی عایده تا شروع مسیر زندگی خود را با الهام از شخصیت امام موسی صدر نشانه‌گذاری کند.

کتاب , ادبیات مقاومت ,

چرا حزب‌الله تشکیل شد؟

«عایده» از وجه دیگری نیز برای ایرانی‌ها خواندنی است. این روزها که رسانه‌های غربی و برخی از رسانه‌های منطقه‌ای تلاش دارند بر تقابل فرضی و برساخته میان لبنان و حزب‌الله دامن بزنند و بر طبل تفرقه بکوبند، خواندن «عایده» و دیگر کتاب‌های مشابه آن می‌تواند اطلاعات دست اول و محکمی را در اختیار مخاطب قرار دهد. اینکه حزب‌الله در چه شرایطی در لبنان شکل گرفت و چطور توانست آبرو و عزت را به لبنانی‌ها ببخشد، از جمله موضوعاتی است که در خلال روایت‌های عایده می‌توان به آن رسید؛ به‌ویژه آنکه در کتاب نیز به این تقابل‌ها اشاره شده است. رضوی‌نیا در این‌باره گفت:عایده خانواده‌ای دارد که همه عضو حزب‌الله هستند؛ از همسرش(عباس) گرفته تا پسرش (محمدعلی)، دخترش(فاطمه) و عروسش(زینب). این موضوع در کتاب به‌خوبی مطرح شده است. از نزدیکان عایده کسانی هستند که او را به خاطر تمایل به حزب‌الله مورد سرزنش قرار می‌دهند، پرخاش می‌کنند که راه تو حزب‌الله است، چنین است و چنان و او فقط در یک کلام به همه منتقدان پاسخ می‌دهد و می‌گوید اگر حزب‌الله نبود، اسرائیل با چکمه‌هایش روی اجساد همه ما راه می‌رفت.

این نویسنده افزود: این جواب دادن کوتاه و سریع است اما در طول زمان و تعاملاتش با چنین آدم‌هایی با رفتارش عشق به حزب‌الله را هم آرام آرام به آنها انتقال می‌دهد و آگاهی‌بخش است. او می‌داند که این تقابل‌ها طبیعی است و اصلاً زندگی پر است از چنین رویارویی‌هایی و همان‌طور که گفتم از یک جایی به بعد دیگر این نگرش‌های متضاد رنگ می‌بازد و به همراهی تبدیل می‌شود؛ به طوری که ما در کتاب می‌بینیم که وقتی عایده و همسرش با صبوری و استقامت در یاری حزب‌الله هیچ تزلزلی به خود راه نمی دهند، حتی عده‌ای از منتقدان را نیز با خود همراه می‌کنند و به این مسیر می‌آورند.

ارض‌های مقدس بدون مرز

پس از طوفان‌الاقصی و حوادث بعد از آن، مانند شهادت برخی از شخصیت‌های اصلی جبهه مقاومت مانند شهید یحیی سنوار، سیدحسن نصرالله و دیگران، برای بسیاری از ایرانی‌ها محرز شد که شناخت کافی از این بزرگان و جامعه‌ای که در آن زندگی کرده‌اند، ندارند. نکاتی از زندگی این شهدا در این مدت مطرح شد که شنیدن آن برای بسیاری از ایرانی‌ها تازگی داشت. این بی‌اطلاعی یا کم‌اطلاعی در شرایط امروز آن هم پس از سال‌ها تأکید بر مقاومت و اهمیت آن، قابل تأمل است. از این منظر کتاب «عایده» تاحدودی پر کننده این نوع خلأهاست و به نوعی سطرهای نانوشته از جبهه مقاومت را روایت می‌کند. رضوی‌نیا با تأکید بر اینکه «شاید یکی از اصلی‌ترین دلایل این باشد که تعداد کمی از محققان در این زمینه کار می‌کنند»، ادامه داد: از سوی دیگر، ما در این سال‌ها به مسائلی بیشتر پرداختیم و به همین دلیل کمتر مجال یافتیم تا به دیگر حوزه‌های تخصصی مانند عراق، لبنان و فلسطین بپردازیم و به نوعی می‌توان گفت که از این حوزه‌ها جا ماندیم. به عنوان نمونه، بخش قابل توجهی از بدنه نشر در حوزه ادبیات مقاومت در این سال‌ها مشغول روایت مدافعان حرم و مسئله داعش در سوریه بود؛ به همین دلیل آنطور که باید و شاید نتوانستیم به دیگر جبهه‌ها در ادبیات مقاومت بپردازیم. حالا که با اتفاقات یک سال اخیر خلأها و نقص‌ها تا حدودی قابل دیدن است، می‌شود کارهای بزرگ و بیشتری کرد.

او با تأکید بر اینکه «پرداختن به نقش رهبران دینی و اعتقادی و مجاهد از جمله آنهاست»، اضافه کرد: آگاهی دادن در مورد زمین و نقش آن در هویت اقوامی که دین و اعتقادات مشترک دارند و به نوعی خاورمیانه سرزمین باورهای آنهاست خیلی مهم است. ما اغلب به موضوع انسان در جنگ پرداخته‌ایم. ما فراموش کرده‌ایم که فرهنگ ها و آداب و رسوممان بپردازیم. مثلاً اغلب مردمانمان حتی نمی‌دانیم که همه به یک روش نان می‌پزیم. تأکید باید بر این باشد که ما ارض‌های مقدسی بدون مرز هستیم. در مقابله با داعش چطور یک مدافع ایرانی در جرف‌الصخر عراق خون پاکش می‌ریزد، یا یک رزمنده لبنانی مثل شهید علی اسماعیل در قله‌های قلمون سوریه شهید می‌شود یا یک مجاهد فلسطینی و یمنی و سوری و افغانستانی برای اعتقاداتی مشترک در راه خدا جان می‌دهند؟ پرداختن جغرافیای قلبی می‌تواند در مورد قلمرو جبهه مقاومت شناخت بدهد. آگاهی‌ها ناقص است، اهمیت دادن‌ها کسری دارد و روی دیگر سکه هم همان‌طور که گفتم نبود یا کمبود کسانی است که به طور تخصصی در این حوزه کار کنند.

کتاب , ادبیات مقاومت ,

این نویسنده با بیان اینکه «قوی نوشتن  خوب است، اما پرمایه نوشتن چیز دیگری است»، یادآور شد: ادای احترام به مخاطب است تا جست‌وجوگری او تقویت شود. هم نویسنده و هم خواننده باید اهل بررسی و اکتشاف باشند.

«عایده» پس از دیدار این مادر شهید با رهبر انقلاب و سخنرانی متفاوتش مورد اقبال مخاطبان قرار گرفته و در این مدت کم توانسته برای پنجمین‌بار روانه بازار نشر شود. از سوی دیگر، کتاب در این مدت در میان علاقه‌مندان لبنانی و عراقی نیز مطرح شده است. امید آنکه با ترجمه این اثر که صدایی است از هزاران صدای ناشنیده از زنان جبهه مقاومت و درگیر جنگ‌های پیاپی در این سال‌ها، بتوان ادای دینی کرد به ساحت شهدا و مادران شهدا.

انتهای پیام/



منبع: خبرگزاری تسنیم

ترجمه باهره راسخ از «به‌خونسردی» به چاپ پنجم رسید


به گزارش خبرگزاری مهر، رمان ژورنالیستی‌جنایی «به‌خونسردی» نوشته ترومن کاپوتی با ترجمه باهره راسخ به‌تازگی توسط انتشارات علمی و فرهنگی به چاپ پنجم رسیده است.

ترومن گارسیا کاپوتی نویسنده این‌کتاب، با نامِ اصلی ترومن استرِکفوس پارسِنز در سی‌ام سپتامبر ۱۹۲۴ در نیواُرلئان به دنیا آمد. در نوجوانی تصمیم گرفت قیدِ تحصیلاتِ دانشگاهی را بزند و به دنبال نویسندگی برود. اوایلِ دهه چهلِ میلادی دو سالی را در هفته‌نامه نیویورکر کارِ شاگردی و پادویی کرد و بعد به‌خاطر توهین به رابرت فراستِ شاعر از آن‌جا بیرونش انداختند. بیست و یکی دوساله که شد، چاپِ نخستین داستان‌های کوتاهش در نشریه معتبرِ هارپرز بازار شهرتی در دنیای ادبیات برایش به‌هم زد و همان سال‌ها نخستین رمانش را هم نوشت. گذرگاهِ تابستان، رمانی که تا سال‌ها بعدِ مرگش منتشر نشد. دو رمانِ نخستی که منتشر کرد، «صداهای دیگر، اتاق‌های دیگر» و «چنگِ علف» بر آوازه‌اش افزودند.

کاپوتی عاشقِ معاشرت و بازیگوشی و سَرک کشیدن به هر سوراخی بود. حالا که بین قصه‌نویس‌ها برای خودش نامی درکرده بود، تصمیم گرفت عرصه‌های دیگر را هم بیازماید. اقتباسی نمایشی از چنگِ علف و نمایش‌نامهٔ موزیکالِ گلخانه جست و خیزهایش در تئاترند. از پی‌اش سری به هالیوود زد و خودش را در فیلم‌نامه‌نویسی محک زد. شیطان را شکست بده که جان هیوستن ساختش و یک دهه بعدتر در قتل به دلیلِ مرگ بازیگری را هم تجربه کرد. هم‌هنگامِ این‌ها مقدار زیادی گزارش برای معتبرترین نشریاتِ آمریکا نوشت و به سبکی شخصی و بدیع در روزنامه‌نگاری رسید.

«به‌خونسردی» ترکیبی غریب از رمان‌نویسی و روزنامه‌نگاری، تجربه گزارش یک قتلِ واقعی به میانجی فنون و شگردهای داستان‌نویسی که حاصل، یکی از درخشان‌ترین رمان‌های ادبیاتِ آمریکاست. کاپوتی سال‌های آخرِ عمر را به‌شدت گرفتارِ انواع مخدر بود و مجموعه آثارش حجمِ چندان عظیمی نیستند اما غِنا و ابداعات‌شان بر داستان‌نویسی و روزنامه‌نگاری نسل‌های بعدی تأثیری قطعی و آشکار گذاشتند. این‌نویسنده کل زندگی را خوش گذراند و ۲۵ اوتِ ۱۹۸۴ در بستر بیماری از سرطانِ ریه درگذشت.

این‌کتاب کاپوتی، داستانی واقعی است که به سبک ابداعی نویسنده، رمان غیرداستانی خلق شده است. داستان روایت قتل چهارنفر از افراد خانواده‌ای در دهکده‌ای در کانزاس است. پیش از دستگیری قاتلان نویسنده برای نوشتن ماجرای قتل به کانزاس رفت و پس از صرف شش سال وقت، داستان تکوین یافت. موفقیت کتاب به حدی بود که عنوان دومین کتاب پرفروش جنایت واقعی در تاریخ نشر را از آن خود کرد، به خونسردی در این ژانر کتابی پیشرو به حساب می‌آید.

«به خونسردی» ابتدا در قالب سلسله مقاله در مجله نیویورکر و پس از آن در سال ۱۹۶۶ توسط انتشارات راندوم‌هاوس چاپ شد. این کتاب با اقبال خوبی مواجه شد و جزء کتاب‌های پرفروش بین‌المللی قرار گرفت. در این داستان علاوه بر ذکر جزئیات فراوان و دقیق درباره زندگی قربانیان و قاتلان آنها به جامعه روستایی محل وقوع جنایت نیز پرداخته شده است. ذکر جزئیات در این رمان غیرداستانی تفاوت آشکار آن از داستا ن واقعی است.

خشونت، ترس جمعی، مجازات اعدام، رؤیای آمریکایی، تقابل رؤیا و واقعیت خانواده و البته تبعیض ازجمله مضامینی‌اند که در این‌کتاب جمع آمده‌اند، رمانی که خودش به آن می‌گفت:nonfiction novel «اولین رمان با داستان واقعی» به‌عبارتی رمانی مبتنی بر اتفاقات واقعی.

چاپ اول ترجمه باهره راسخ از این‌کتاب سال ۱۳۴۷ منتشر شد. او ترجمه‌هایی برای نویسندگان مختلف از جمله ویلیام شکسپیر، وودی آلن، و فریدریش دورنمات انجام داده است، همچنین کتاب «یک زن در دو چهره» از میگل میئورا را به ترجمه کرده است. راسخ در زمینه ترجمه کتاب‌های ادبی و فرهنگی فعالیت دارد و ترجمه‌هایش در ایران به خوبی مورد توجه قرار گرفته‌اند.

چاپ پنجم «به خونسردی» با ۳۶۴ صفحه و قیمت ۴۰۰ هزار تومان به فروش می‌رسد.



منیع: خبرگزاری مهر

زیباشناسی کلام امام علی(ع)


به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، از قرن ششم که اولین ترجمه نهج‌البلاغه به زبان فارسی به صورت ابتدایی و لغت به لغت صورت گرفت و بعد شاه عباس آن را وقف آستان مقدس علی‌ابن موسی‌الرضا(ع) کرد تا همین امروز، برگردان‌های متعددی از این کتاب گران‌سنگ در دسترس است.

نهج‌البلاغه که برای شیعیان از اهمیت خاصی برخوردار است و در مرتبه بعد از قرآن کریم قرار دارد، همیشه مد نظر مترجمان و پژوهشگران بوده است. ارائه ترجمه از نهج‌البلاغه در دهه‌های گذشته رشد بیشتری داشته است. هریک از مترجمان کوشیده‌اند تا در حد وسع و توان خود، دین خود را در این رابطه ادا کنند؛ چرا که گفته‌اند: « آب دریا را اگر نتوان کشید/ هم به قدر تشنگی باید چشید». 

 

از تازه‌ترین ترجمه‌های کتاب سید رضی، “بر شانه‌های اقیانوس” نام دارد که با هدف نشان ظرفیت‌ها و ابعاد هنری و ادبی کلام امیرالمؤمنین انجام شده است. این مجموعه پنج جلدی به کوشش حجت‌الاسلام و المسلمین علی رهبر، عضو هیئت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان، انجام و از سوی دفتر نشر معارف به چاپ رسیده است. 

مترجم در این اثر کوشیده تا از زاویه‌ای جدید به کلام امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه بنگرد و در این راه، تمام تلاش خود را مصروف داشته تا بتواند در کنار انتقال مفاهیم عمیق عرفانی، توحیدی، معنوی، حماسی و … بُعد زیبایی‌شناسی و ادبی این اثر را نیز با انتخاب واژگان مناسب، به مخاطب امروز منتقل و معرفی کند. 

مترجم پیش‌تر در این‌باره به تسنیم گفته بود: به فرمایش علامه جعفری، نهج‌البلاغه برای ساختن یک جامعه کامل چیزی کم ندارد؛ من تلاش کردم در مجموعه «بر شانه‌های اقیانوس» این ظرفیت از نهج‌البلاغه را در نظر بگیرم. 

مترجم کوشیده در کنار ارائه ترجمه، به نکات کلامی اثر نیز توجه ند و از آنجا که بخشی از مخاطبان کتابش جوانان هستند، از این طریق به برخی از شبهات در این زمینه پاسخ دهد. 

انتشارات جمکران به‌تازگی چاپ چهارم جلد نخست، چاپ سوم مجلدات دوم و سوم و چاپ دوم جلد چهارم را منتشر کرده است. 

انتهای پیام/



منبع: خبرگزاری تسنیم